۱) دقیقا هفته دیگر این موقع بنده امتحان جامعم را داده ام!! از ابراز همدردی همه عزیزان کمال تشکر را دارم.
۲) یک وقتهایی که غصه میخورم میبینم دلیل اصلیش سخت گیری بیش از حد خودم است بر خودم. یک دلیل دیگرش هم ۰-۱ای دیدن وقایع است. یاد این دو تا موضوع که میافتم انگار غصهام یک هو آب میشود.
۳) یک سایت پیدا کردهام برای گزارش کردن ساعتهای کاری و فعالیتهایم. من تازه شروع کردهام به یادداشت کردن ساعتهای کاریم. ظاهرا بعد از مدتی یادداشت فعالیتهایتان دستتان میآید که وقتتان را چه جوری لولو میخورد!! توضیح: الان داشتم صفحه اول سایت را میخواندم دیدم که این سایت برای زمان کوتاهی مجانی است.
۴) فیلم پرسپولیس را دیدم. راستش خوشم نیامد. بعد نشستم کللللللللللللللی فکر کردم که چرا اینقدر که ازش تعریف شنیدهام خوشم نیامده. فهمیدم که غصه دارم کرد. اولش که چرا اوضاع اینجوری بوده، و بعدش هم اینکه چرا همه چیز اینقدر بد و زشت نشان داده شده!! بعد به خودم گفتم آخر از بچهای که عمویش را اینطوری کشتهاند و کل انقلاب و وقایع بعدش خلاف اون زندگی و مدلی بوده که میخواسته باشد، چطور توقع داری که مثل خودت صاف صاف راه برود و غیر از این ببیند! شاید خودم هم بودم از این بدتر همه چیز به چشمم میآمد! بگذریم.
۵) هوا بسی بهاری شده است و من بیصبرانه منتظر پایان امتحان و با خیال راحت گشت و گذار کردن!
۶) چقدر من کیف میکنم از دیدن و آشنا شدن با آدمهای خوشحال و مثبت!!
۷) خوابهای من شب به شب عجیب غریب تر میشود. ظاهرا همانطور که پرشهای لحظهای ذهنم به ناکجا آباد (همان هپروت خودمان!!) بیشتر میشود خوابهایم هم خیالیتر و غیرواقعیتر میشوند. مشکلش این است که فقط تا چند دقیقه بعد از بیدار شدن یادم میمانند. وگرنه چند نمونهاش را برایتان میآوردم.
۸) شب بخیر.
۹) راستی عید همگی مبارک!! (منظورمان دقیقا عید نوروز است!)
۱۰) یکی بیاد این علامت تعجبهایی که من راه به راه در نوشتههایم میگذارم جمع کند!