یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:۳۸ ‎ب.ظ سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٥

 

نشانه‌های ...

 

هر طبقه شرکت ما تنها دارای یک دستشویی برای کارمندان آن طبقه است. در این دستشویی یک در کاملا معمولی است که از داخل با یک کلید کاملا معمولی قفل می‌شود. و چون در مورد نظر از آن درهای استاندارد دستشویی نیست که از بیرون وضعیت قفل بودن یا نبودن آن معلوم شود، کسی که بیرون از دستشویی است هیچ راهی بجز فشار دادن دستگیره به پایین و هل دادن در به جلو برای فهمیدن این موضوع ندارد. البته کلید چراغ داخل دستشویی بیرون در است و با چک کردن آن می‌توان تا حدودی تشخیص داد که دستشویی اشغال است یا نه. ولی از آنجا که خیلی وقت‌ها بچه‌ها یادشان می‌رود چراغ را بعد از بیرون آمدن از دستشویی خاموش کنند، چندان اعتمادی بهش نیست.

امروز می‌خواستم بروم دستشویی که دیدم چراغ روشن است، بدون اینکه ذره‌ای فکر کنم در زدم!! بعد از اینکه دقیقا متوجه شدم چه عمل ضایعی انجام داده‌ام از خودم پرسیدم واقعا انتظار داشتم چه اتفاقی بیفتد: که طرف بگوید "اوهومممم" و یا بگوید "بفرمایید داخل"؟ D:

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]