یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:۱۸ ‎ب.ظ شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥

 

صف

 

موقعی که در انتظار نوبتی در صف ایستاده‌ایم، مثلا صف اتوبوس یا وقتی به آرایشگاه می‌رویم، نفر یا نفرات قبلی (در صورتیکه افراد کم باشند) خود را می‌شناسیم و حواسمان به آنهاست تا وقتی نوبت ما بشود. بهمین ترتیب نفر بعد ما هم، موقعیت ما را به عنوان نفر جلویی شناخته و او هم منتظرست تا ما کارمان تمام شود و نوبت به او برسد.

پس می‌توان اینطور بگوییم که سند و مدرک اصلی ما برای حضور در صف و نوبت داشتن، وجود و حضور نفر بعدی ماست!

برای فهم بیشتر این موضوع فرض کنید که مدتی است در صف مثلا ثبت نام کلاسی با ظرفیت محدود ایستاده‌اید. هر کسی در فکر و خیالات خودش است و شما هم با کسی هم صحبت نشده‌اید. بتدریج صف بلند و بلندتر می‌شود و شما خوشحالید که صبح زود از خانه راه‌ افتاده‌اید و نوبت بهتان خواهد رسید.

بعد از مدتی، مسوول ثبت نام می‌رسد و صف شروع به جلو رفتن می‌کند. همین طور که جلو می‌روید حس می‌کنید نفر پشتیتان سعی می‌کند از شما جلو بزند. اول فکر می‌کنید اشتباه می‌کنید ولی بعد که می‌فهمید اشتباهی در کار نیست عصبانی می‌شوید. بروی خودتان نمی‌آورید و همچنان به جلو می‌روید. هیچکدام حرفی نمی‌زنید. 2 یا 3 نفر مانده به شما، نفر بعدی اعتراض کنان می‌گوید خانم یا آقا بفرمایید کنار، شما تو صف نبودید. بروید ته صف!! اخم می‌کنید و آرزو می‌کنید که قیافه‌تان اینقدر معمولی نبود و کمی تابلوتر بودید تا دچار این مشکل نمی‌شدید! جواب می‌دهید یعنی چی در صف نبودم! شما بعد از من آمده‌اید. من جلوی شما بودم. و در همان حال با خودتان فکر می‌کنید کو شاهدم؟! نفر بعدی این آدم به احتمال زیاد او را بیاد می‌آورد ولی شما را نه. امیدی هم به نفرات جلویی خودتان ندارید؛ چرا که شما هم حواستان به پشت سری‌هایتان نیست. فکر اینکه باید به ته صف بروید و احتمالا نوبت بهتان نرسد کاملا عصبیتان می‌کند. وچون دلیلی برای ادعای بر حقتان ندارید، کلافه‌اید. بعد از اندکی بحث کردن، خوشبختانه نفر جلویی به دادتان می‌رسد و می‌گوید این خانم یا آقا پشت من بوده‌اند. نفس راحتی می‌کشید.

بعد از چنین تجربه‌ای بنده متوجه شدم در صف نفرات بعدی آدم به همان مهمی و حتی مهمتر از نفرات قبلی او هستند. و وقتی در صفی می‌ایستم و می‌بینم نفر بعدی کاملا با حواس‌پرتی جلو می‌آید، نگران می‌شوم که مبادا نوبتم را از دست داده باشم.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]