یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:٢٥ ‎ب.ظ جمعه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٥

 

حمام

 

همه کسانی که یک کم از نزدیک‌تر مرا می‌شناسند می‌دانند که من چه ارادت خاصی نسبت به حمام رفتن دارم! راستش من از حمام بدم می‌آید. و پیشینه این عدم علاقه بر می‌گردد به سالیان سال پیش. تا جایی که خودم یادم هست دبستان هم که بودم اوضاع همینجوری بود. البته الان که مثلا یک آدم متشخص شده‌ام سعی می‌کنم این عدم علاقه تاثیر زیادی بر ظاهرم نگذارد؛ لذا خیلی نگران نباشید، یک آدم کثیف بدبو این مطالب را نمی‌نویسد! ولی خوب هر بار که می‌خواهم به حمام بروم کلی عزا می‌گیرم و معمولا از اعضای خانواده نظرسنجی می‌کنم که «اگر می‌خواهید الان حمام نروم!» تا بلکه کسی بگوید نه تازه حمام بوده‌ای و من با اکراه تمام!! این مراسم را به فرصتی دیگر موکول کنم.

الان از حمام آمده‌ام بیرون. حمام که بودم تمام مدت داشتم فکر می‌کردم چرا من اینقدر از این کار بدم می‌آید: راستش من بسته به شرایط می‌توانم از ۵ دقیقه تا ۲ ساعت در حمام بمانم. معمولا مواقعی که عجله ندارم وان را پر از آب و کف می‌کنم، چشم‌هایم را می‌بندم و به هر چه که دلم بخواهد فکر می‌کنم و اینقدر این وضعیت را دوست دارم که به زحمت خودم را مجبور به بلند شدن می‌کنم. حتی مواقعی هم که عجله دارم از اینکه می‌توانم در زمان خیلی کمی کارهایم را انجام دهم کیف می‌کنم. در مجموع از وقتی که در حمام هستم لذت می‌برم پس ظاهرا مشکل من با حمام به خود حمام بر نمی‌گردد.

لذا به دو نتیجه زیر به عنوان دلایل اصلی عدم علاقه‌ام به حمام رسیدم:

۱. من نسبت به این قضیه کاملا شرطی شده‌ام و چون همیشه از حمام بدم می‌آمده،‌ الان هم فقط طبق عادت ازش بدم می‌آید.

۲. من از مراسم بعد از حمام خوشم نمی‌آید: بعد از اینکه از حمام بیرون می‌آیم، یا موهایم را با سشوار خشک می‌کنم و یا اگر حوصله نداشته باشم آنقدر با کلاه این طرف و آن طرف می‌گردم تا خودش خشک شود. الان که فکر می‌کنم می‌بینم که مواقعی که موهایم خیس است را اصلا دوست ندارم و از اینکه مجبورم در کمال خستگی موهایم را سشوار بکشم هم بدم می‌آید. شاید بخاطر این است که حمام کردن را دوست ندارم.

این دو دلیل تنها دلایلی بود که در یک حمام نیم ساعته به ذهن من رسید. احتمالا در دفعات بعد، به دلایل مستدل‌تر و بهتری خواهم رسید و به اطلاعتان خواهم رساند.

توجه: آیا دقت کردید که بنده طبق آنچه در کتاب آیین نگارش خوانده بودیم از اصطلاح «دوش گرفتن» استفاده نکرده‌ام!!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]