یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:٤٠ ‎ب.ظ جمعه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٥

 

پایان تعطیلات

 

تعطیلات عزیز من فردا تمام می‌شود، یعنی با تقریب خوبی می‌شود گفت که الان هم تمام شده است. سرم را که بگذارم رو بالش و بلند شوم، دیگر تمام تمام شده است.

تنها چیزی که می‌توانم بگویم ای است که اصلا بس نبود؛ اصلا. مانده‌ام چطور بعضی ها ۱ روز مرخصی می‌گیرند و در خانه می‌مانند و حوصله شان سر می رود. من که تازه می‌خواستم کارهایی که دوست دارم را شروع کنم. البته می‌دانم که همیشه وقت برای کارهایی که می‌خواهم بکنم دارم و فقط وقت برای کاری نکردن ندارم! که آن را هم در این ۱۰ روز حسابی از خجالتش درآمده‌ام. پس خیلی هم حسرت به دل نیستم!


 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]