یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۸:٤٤ ‎ب.ظ پنجشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٥

 

احساسات

 

بحثمان از مصاحبه برنامه کوله پشتی با خانم سهیلا آرین شروع شد. من این برنامه را ندیده‌ام. با اینکه ۲-۳ بار هم قصد کرده بودم که تکرارش را ببینم ولی نشد. فقط یک قسمت تکه تکه و خلاصه شده‌ای را دیدم که با توضیحات آقای قرائتی در مورد تحول این خانم همراه بود، خلاصه صحبت‌هایش را هم از دوستان شنیده بودم و هم در یک ایمیل خوانده بودم. تقریبا تمام کسانی که برنامه را دیده بودند، خیلی تحت تاثیر صفا و خلوص این خانم قرار گرفته بودند.

دوستم می‌پرسید هدف صدا و سیما از نشان دادن این برنامه چیست. چرا بجای کار عقلی و منطقی کردن روی اعتقادات مردم سعی دارند با تحریک احساسات آنها را به اسلام جلب کنند. درست است که این خانم اینطوری مسلمان شده ولی راه احساسی صرف اصلا کافی و درست نیست. از نظر من هدف تبلیغی این برنامه مسلمان کردن مردم نبود. بیشتر هدفش این بود که بگوید "ببینید اسلام چه دین خوب و کاملی است که اگر کسی قلبش پاک باشد حتی در خود آمریکا و بدور از هرگونه تبلیغات اسلامی به سوی این دین کشیده خواهد شد." و نهایتا نتیجه بگیرد که ایها الناس دین شما بهترین و کاملترین دین است. از نظر من یک جور بالابردن حس اعتماد به نفس دینی در مردم بود. و مردم کلی خوششان بیاید از دینشان.

مخاطب این برنامه مطمئنا یک آدم لائیک نیست تا با نگاه کردن این برنامه پی به آسمانی بردن دین اسلام ببرد و مسلمان شود. مخاطبان این برنامه مسلمانانی هستند که ته قلبشان اعتقاد دارند اسلام دین کاملی است ولی بر اثر زندگی‌های امروزه تعریفشان از زندگی مدرن با مسلمان بودن در تعارض قرار گرفته است. اینکه ببینی زنی در آمریکا که زندگی خیلی خوبی دارد، خوب و خوشگل و خوش تیپ و خانواده دار است، از تمام مزایای مسلمان نبودن چشم پوشی کند و مسلمانی می‌شود که تمام ظواهر دینی را بطور کامل رعایت می‌کند احساس خوبی به آدم می‌دهد. اینکه حتما دین ما چیزی دارد!

دوستم می‌گفت همه این حرف‌ها درست، ولی اعتقای که با احساسات شل و سفت شود، در طول زمان چیزی ازش باقی نمی‌ماند. ممکن است تا چند هفته‌ای حس مسلمان خوب بودن در آدم تقویت شود ولی بعد از آن دوباره همان آش است و همان کاسه. مثال می‌آورد از آدم‌هایی که مثلا به مکه یا کربلا می‌روند و تا چند وقت جوگیرانه کارهایی را می‌کنند که قبلا نمی‌کردند ولی بعد از چند وقت ...

من تا حدودی با دوستم موافقم. منظورم از تا حدودی این است که می‌دانم اعتقاد و اعمالی که از روی بالا رفتن دز هیجانی احساسات انجام می‌شوند تاثیر دراز مدتی ندارند. سوالی که دارم این است که حالا که چنین است نباید از این روش برای ترغیب مردم استفاده کرد و اگر کسی چنین کرد بگوییم دارد با تحریک احساسات سوءاستفاده می‌کند؟

مثال‌های زیادی از کاربرد تحریک احساسات برای رسیدن به هدف وجود دارد: صدای طبل و مارش‌های نظامی را شنیده‌اید، چنان قلب و روح آدم را همراه خودشان می‌کنند که حس رشادت و قوی بودن شدیدا تحریک می‌شود. فرض کنید به جای پخش این مارش‌ها از تلویزیون بیایند جلسه بحث و مناظره بگذارند در مورد مضرات و مزایای جنگ و اینکه در شرایط فعلی جنگیدن چقدر لزوم دارد و یا چقدر غیرضروری است. کاملا هم بیطرفانه این کار را بکنند یعنی به موافقان و مخالفان به یک اندازه فرصت ابراز نظر بدهند. فکر می‌کنم مواقید که در این صورت افرادی بسیار کمتری داوطلب شرکت در جنگ خواهند شد.

شاید بگویید آره، استفاده از احساسات همه جا درست نیست ولی در جاهایی که می‌دانیم حق کدام است به نوعی داریم مردم را به انتخاب راه بهتر تشویق می‌کنیم. مثلا دینداری مردم مسلما به نفع خودشان در این دنیا و آخرت است، و با تحریک احساسات می‌توان آنها را به جلو راند و مانع اتخاذ تصمیم اشتباه از طرف آنها شد. با این استدلال هم از این جهت که نوعی نگاه قیم مابانه درش هست مخالفم و در ضمن چرا کسی باید فکر کند چیزی را که خودش خوب و درست تشخیص داده به صلاح همگان است؟

تنها نکته‌ای که در تایید استفاده از ابزار تحریک احساسات می‌توانم بگویم این است که کلا تغییر کردن امر راحتی نیست باید بر اینرسی سکون غلبه کرد. ولی بعد که اندکی حرکت ایجاد شد، جلو رفتن و یا متوقف شدن نیازمند انرژی کمتری است. لذا احساسات می‌توانند برای غلبه بر این سکون و ایجاد تغییر استفاده شوند ولی بعدش اینکه جلو بروی، یا بخواهی برگردی سر همانجایی که بودی به خود شخص، تصمیم و همتش مربوط است.

این تلقی را قبول دارم ولی با این شرط که کسی که با این توجیه قصد استفاده از احساسات را دارد بداند که بدفعات بسیار معدودی اجازه دارد از این روش استفاده کند و نباید هرجا که کارش لنگ شد یا احساس کرد دیگران دارند از مسیرشان!! دور می‌شوند می‌تواند با این شیوه آنها را به راه راست هدایت کند. چون بعد از مدت کوتاهی چیزی که از آن آدم‌ها باقی می‌ماند آدم‌هایی احمق و فاقد قوه تشخیص خواهد بود.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]