یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:٠٤ ‎ب.ظ جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥

 

جامعه‌شناسی توصيفی افلاطون

 

بعد از چندین ماه بالاخره شروع کرده‌ام به خواندن کتاب "جامعه باز و دشمنان آن". فصل‌های اول کتاب نظریه افلاطون را در مورد حکومت ایده‌آل و نحوه تربیت مردم شرح می‌دهد. و من دهانم باز می‌ماند از این نظرات عجیب و پرت. مهمترین هدفی که افلاطون برای وضع قوانین در حکومت ایده‌آلش در نظر می‌گیرد حفظ نظام است. این دولت بر شالوده سختترین و نرمی ناپذیرترین تمایزات طبقاتی پایه‌گذاری شده است که در آن مردم به ۳ دسته نگهبانان، جنگاوران و کارگران تقسیم بندی می‌شوند. دسته اول و دوم عملا یکی هستند: فرمانروایان مسلح و تحصیلکرده و دسته سوم: فرمانبرداران غیرمسلح و تحصیل نکرده یا همان گوسفندان آدمی‌نما.

اصلا هم اینجوری نیست که بخواهد در لفافه بگوید اینها آدم نیستند: "آیا کسانی نیستند که جان می‌کنند و هیچ بارقه‌ای از هوش و عقل در آنان نیست و لیاقت راه یافتن به جامعه را ندارند ولی از تن نیرومند برای کارهای سخت و توانفرسا برخوردارند؟" نهایت لطفی که در حق این گوسفندان جامعه می‌شود این است که: "مانند یک آدم تحصیلکرده و تربیت شده فقط آنها را خوار بدارید نه اینکه با سنگدلی با آنها رفتار کنید!!" افلاطون هرگونه تداخل و رفتن از یک طبقه به طبقه دیگر را جنایتی بزرگ نسبت به شهر می‌داند که باید به عنوان پستترین نوع شرارت و ددمنشی تقبیح شود. در واقع با توجه به اینکه هدف او حفظ حکومت است، جایگاه طبقه حاکم را بخاطر نژاد برتر بودنش چنان متمایز و غیرقابل دسترس نشان می‌دهد که جرات و امکان هرگونه تهدیدی از سوی طبقه پایین جامعه منتفی شود. و با این استدلال، نوزاد کشی و مراقبت برای اصلاح نژاد را روا می‌داند.

با برپا کردن نظام طبقاتی دقیق و در دسترس بودن امکانات فقط برای طبقه برتر، چنان نظامی بوجود می‌آید که در آن خیالش از بابت شورش و طغیان طبقه کارگر جمع است و تنها کاری که برای حفظ حکومت می‌ماند ایجاد پیوند و وحدت برای جلوگیری از تفرقه در طبقه حاکم است. این کار را هم با حذف مالکیت خصوصی در این طبقه ایجاد می‌کند. و به این ترتیب هرگونه مالکیتی که باعث جدا شدن منافع شخص از جمع شود نظیر خانواده و یا سنگ‌های گرانبها را برای آنها ممنوع می‌داند.

در ادامه برای بوجود آوردن روحیه‌ای که آنقدر خشن باشد که به مصاف هر خطری برود و هم آنقدر درنده‌خو نباشد که به جان هم طبقه‌های خود بیفتد، از ترکیب هنر و ورزش برای تربیت جوانان استفاده می‌کند.

این تقریبا خلاصه برداشت من از ۱۰۰ صفحه اول این کتاب بود.

اولا بگویم که شاید این رویکرد برای حفظ حکومت روش مناسبی باشد ولی از نظر من، نگهداری یک حکومت به عنوان هدف غایی نمی‌تواند باعث خوشبختی افراد آن جامعه شود. لذا حتی اگر عمر و قدرت چنین حکومتی بسیار زیاد هم باشد من یکی که باهاش مخالفم؛ هم به عنوان عضوی از طبقه کارگر و هم عضوی از طبقه حاکم. بعد هم اینکه احساس می‌کنم چقدر گذشت زمان بی آنکه خودمان بفهمیم در افکارمان تاثیر گذاشته است. الان برای ما نظام برده‌داری، ایده نژاد برتر، و نظام طبقاتی که هیچکس حق و توان خارج شدن از آن را ندارد و نداشتن خانواده مستقل چنان بی‌ربط و ناصحیح می‌آیند که سیاه نبودن ماست. ولی در زمان‌هایی نه چندان دور به همین اندازه طبیعی و درست بودند. بطور مثال در خیلی از خانواده‌های اصیل زرتشتی همچنان همان محدودیت‌ها برای حفظ طبقه وجود دارد.

به عنوان ختم کلام بگویم با همه بدی‌هایی که در وصف زندگی این دوره گفته می‌شود و مزایایی که برای گذشته‌های دور و یا نه چندان دور بر‌می‌شمارند، من یکی که خوشحالم که در این روزگار زندگی می‌کنم، یا بهتر بگویم خوشحالم که چندین سال پیش بدنیا نیامده‌ام. و البته بسیار ترجیح می‌دادم که دیرتر از این‌ها بدنیا می‌آمدم. چون با اینکه اگر من ۱۰۰۰ سال پیش زندگی می‌کردم احتمالا بنظرم کل این حرف‌ها درست و منطقی بود و هیچ مشکلی هم باهاشون نداشتم که بخواهم از افکار حاکم بر دوره خودم ناراضی باشم، ولی از اینکه الان دارای این دانش هستم (که البته نسبت به آگاهی ۱۰۰۰ سال بعد بسیار ناچیز است) احساس خیلی خوبی دارم.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]