یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:۳٢ ‎ق.ظ شنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٥

 

خريد

 

مدتی است که می‌خواهم بروم خرید، فرصت نمی‌شد. گفتم چهارشنبه بعد از کار بروم پاساژ ونک و دو پاساژ کناریش را بگردم. بالاخره تو این همه چیزی که لازم دارم یکیشون را می‌توانم بخرم.

بمدت ۲ ساعت راه رفتم و آخرش ۲ جفت جوراب خریدم و ۳ جلد کتاب از شهرکتاب. ۱ جورابم صورتی کمرنگ است با لوزی‌های طوسی و دیگری طرح یک مزرعه است با ۸ تا گوسفند و یک خانه و دشت. کتاب‌هایم هم میرا، گتسبی بزرگ و عطر سنبل، عطر کاج هستند.

این آخری را تازگی خیلی ازش شنیده بودم خاطرات یک زن ایرانی است که از ۷ سالگی با خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرده. کتاب میرا را هم یکی از دوستانم توصیه کرد. و گتسبی بزرگ را هم به این خاطر خریدم که رویش نوشته بود:‌ «دومین رمان بزرگ قرن بیستم».

آخر ظاهربینی!!

کتاب میرا را پنجشنبه خواندم. نسبتا کوتاه بود، ۱۰۰ صفحه. موضوع کتاب بسیار شبیه ۱۹۸۴ است. و کتاب خاطرات پسری است که با دیگران متفاوت است. از لحاظ کنترل و نظارت حکومت بر زندگیش شخصی شاید شدیدتر از کتاب ۱۹۸۴ باشد. خانه‌ها بصورت شفاف هستند و بغیر از حمام و دستشویی در هر جای دیگر خانه که قرار داشته باشی، سایرین می‌توانند ببینندت.

جامعه بر یک سری اصول استوار است که من در کل کتاب احساس می‌کردم چقدر اغراق‌گونه برخی از همان اصولی است که در زندگی‌های ما هم بر آنها تاکید می‌شود.

مقررات همشهری‌گری: بشر در خدمت بشر، مالی که قابل تقسیم نباشد مال بدی است. هرچه کمتر باشیم کمتر می‌خندیم. احتیاج یک فرد وظیفه فرد دیگر است. شادی تقسیم نشده اندوهی است بزک شده و ..

 هدف اصلی در این جامعه، یکرنگ کردن همه افراد است تا تمایزها از بین برود. رقابت بزرگترین گناه در این دنیاست. حقوق دانشمند و کارگر یکی است و دانشمند سعی می‌کند رفتارش بگونه‌ای باشد که هیچ تفاوتی بین او و سایر افراد به چشم نخورد. در این جامعه همه باید همه را دوست داشته باشند بخاطر انسان بودنشان، و همچنین به یک میزان. اگر کس خاصی را به هر دلیل به دیگری ترجیح دهی، به سایرین توهین کرده‌ای. انتخاب کردن گناه است.

برای اصلاح افراد نیز مشابه کتاب ۱۹۸۴ مراکزی وجود دارد. که با عمل جراحی مغز را تغییر می‌دهند و ماسکی را بر روی صورت قرار می‌دهند که حالت خندان دارد. افراد اصلاح شده، نمونه یک انسان ایده‌آل است. از تنهایی بیزار و هراسان است. در جمع احساس آرامش دارد و همیشه در حالت خندیدن است.

تفاوت اصلی این کتاب با ۱۹۸۴ در پایان آن است. در ۱۹۸۴ فرد بیمار و خطرناک (از نظر جامعه) بکلی اصلاح می‌شود و حسی به انسان منتقل می‌شود که در این جامعه هیچ امید تغییری نیست. در این کتاب با اینکه نوع عمل بسیار پیشرفته‌تر است ولی حداقل قهرمان کتاب بعد از حدود ۲ سال، توانست به حالت اولش برگردد. و هرچند که در آخر کتاب کشته می‌شود، همین تغییر کردن مجددش و حفظ عدم سازگاری با جامعه امیدبخش است.

حالا باید وقتی پیدا کنم و بروم سراغ خریدهای اصلیم!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]