یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٢:٥٥ ‎ب.ظ جمعه ٢٤ آذر ،۱۳۸٥

 

گزارش

 

نیم ساعتی می‌شود که این صفحه جلوی رویم باز است، دو تا فایل در حال دانلود دارم که بدلیل سرعت بالای اینترنت اجازه نمی‌دهند هیچ صفحه دیگری باز شود و ظاهرا باید با خیال راحت و فراغ بال تمام چیزهایی که این مدت بهشون فکر کرده‌ام و می‌خواستم در موردشان حرف بزنم را بنویسم ولی نوشتنم نمی‌آید.  عجالتا یک کمی از خاطرات گل‌کاریم بگویم:

جمعه هفته پیش گلکاری کردم. خیلی وقت بود که می‌خواستم به مناسبت فرا رسیدن فصل سرما، گل‌هایم را سر و سامان بدهم ولی یا سرم شلوغ بود یا حسش نبود. اول از همه یک گل نمی‌دانم چی‌چی را که مدتی است بدون برنامه قبلی در یکی از گلدان‌های فلفلم ظاهر شده و مامان بابا می‌گویند ظاهرا گل یخ است را باید در گلدان مناسب می‌کاشتم. بعد هم می‌خواستم طبق توصیه یک دوست قدیمی! که می‌گفت برگ‌های دیفن با قطع کردن ساقه و گذاشتن آن در آب خشک نمی‌شود، قد دیفن‌باخیایم را کوتاه کنم. در یک گلدان تقریبا خشک شده، چند تا از گلی که نمی‌دانم اسمش چیست ولی ساقه و برگ بنفش با گل‌های ریز دارد بکارم و در آخر هم گل‌های سرمایی را به اتاق منتقل کنم.

عجالتا به نظر می‌رسد گل یخم! گرفته یا اینطور بگویم هنوز علائمی از مرگ نشان نداده. دیفن باخیا کار خاصی نکرده (چندتا از برگ‌هایش از قبل به خاطر سرما و بی‌توجهی من یخ زده و ول شده بود. ). گل ختمی هم باز خودش را لوس کرده و تمام برگ‌هایش زرد شده و شروع به ریختن کرده.

امروز گل ارکیده‌ام را نگاه می‌کردم. این گل بیچاره خیلی نحیف و بی‌جانه و من خیلی به زنده ماندنش امید ندارم. بعضی جاهاش هم سیاه شده. امروز دو تا کرم سفید کوچولو هم روش دیدم. با فرنوش مشورت کردم و قرار شد زنگ بزند و با کسی که گل‌ها را ازش خریده مشکلاتمان را در میان بگذارد. عجالتا باید قسمت‌های سیاه شده را جدا کنم، پوکه‌ها را بشورم و سم‌پاشی کنم و در این مدت هم گل را در یک ظرف شیشه‌ای در دار نگهداری کنم. تا ببینم آخرش این گل به ثمر می‌رسد یا نه.

فعلا همین. ولی باور کنید من کلی حرف درست حسابی داشتم!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]