یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٤:۳٦ ‎ب.ظ شنبه ٩ دی ،۱۳۸٥

 

فهم و شعور

 

مدتی است که وقتی با بقیه حرف می‌زنم احساس می‌کنم عجب آدم‌های فهمیده و با کمالاتی هستند، نظراتشان سنجیده است و با اینکه هر کس نظر خودش را دارد ولی نظرات دیگر را هم بررسی کرده و همینجوری دهنشان را باز نمی‌کنند و حرف مفت نمی‌زند. و کلا خوشم می‌آید از این همه فهم و شعور. حالا این وسط سوالی که مطرح می‌شود این است که چطور تا بحال متوجه این موضوع نشده‌ام؟ این‌ها جواب‌هایی هستند که به ذهنم رسیده‌اند:

  1. احتمالا فهم و شعور مردم در این چند وقته رشد چشم‌گیری داشته است.
  2. و یا شاید فهم و شعور بنده افت چشم‌گیری داشته.
  3. احتمالا سطح توقع من از آدم‌ها آنقدر پایین آمده که کوچکترین اثری از هوش و خرد را به عنوان یک معجزه و موضوع عجیب و غریب تلقی می‌کنم.
  4. احتمال آخر هم این است که شاید ارتباطم با سایرین بیشتر شده، و به دلیل افزایش عمق روابط و صحبت‌ها به نشانه‌های جالبی از فهم در بقیه رسیده‌ام.

عجالتا دلیل دیگری به ذهنم نمی‌رسد.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]