یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٩:٠٩ ‎ب.ظ چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥

 

گل‌های بد

 

همه برگ‌های گل ختمی ریخته. قلمه‌های دیفن‌باخیا خشک شده‌اند. خود ساقه اصلی هم نمی‌دانم چرا پلاسیده شده. گل ارکیده بیچاره هم خشک شده، کرم هم دارد. گل یخ هم بیحال است، و بعضی از برگ‌هایش زرد شده، آن یکی گل با برگ‌های بنفش و گل‌های صورتی هم بیجان و مریض شده است و در حال مرگ است. همه برگ‌های انجیر ریخته. دلم خوش است که فلفل‌ها گیاه یک ساله‌اند و مرگشان طبیعی است.

وضع همه گل‌ها بد است و من هم حال و حوصله‌شان را ندارم. می‌خواهم از دست خودم عصبانی شوم و سر خودم غر بزنم که چرا خوب مواظبشان نیستم ولی حوصله این کار را هم ندارم. «خوب، چیکارشان کنم!! می‌خواستند سرحال باشند، یا حداقل وقتی مریض شوند که خلقم خوش است!!»

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]