یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:٢٢ ‎ب.ظ دوشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٥

 

کنسرو قليه ماهی

 

من هر روز بايد برای ناهار، غذا به شرکت ببرم. ديشب پلو داشتيم ولی خورش نداشتيم. کنسرو ماهی تن و قورمه سبزی داشتيم ولی فکر کردم روغن ماهی تن برای سرماخوردگيم خوب نيست، قورمه سبزی هم خيلی دوست ندارم چه برسد به کنسروش. اين بود که گفتم می روم شرکت و از سوپر نزديک شرکت يک خورش مائده می خرم. امروز که رفتم خورش بخرم فروشنده گفت فقط کنسرو قرمه سبزی، فسنجان، تن و قليه ماهی دارد. با خودم گفتم قرمه سبزی و تن که بدلايل ديشب منتفی است. فسنجان هم گردو و ادويه دارد برايم خوب نيست. قليه ماهی بخرم که تا بحال نخوردم ولی خيلی ازش تعريف شنيدم.

 

برای کسانی که ممکن است مثل خودم تا به حال قليه ماهی نخورده باشند توضيح می دهم اين خورش شبيه قورمه سبزی است، با ماهی پخته می شود و خيلی خيلی هم تند و پر ادويه است! نتيجتا من هم قورمه سبزی که دوست نداشتم خوردم، هم ماهی تن، و هم ادويه تندی که می خواستم نخورم. اين هم نتيجه انتخاب از طريق حذف گزينه های نامناسب!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]