یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:٢٧ ‎ب.ظ شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٥

 

سورپريز شب تولد

 

دیشب تولد دوستم بود، که مدتی است برای ادامه تحصیل به فرانسه است. برای عرض تبریک گفتم بد نیست زنگی بزنم به بیچاره در غربت مانده که از ۱ ماه قبل شماره موبایل، خانه و دفترش در دانشگاه را داده بود و من هم در جایی یادداشت کرده بودم برای سر فرصت زنگ زدن. با کارت تلفنی که حدود ۱۳۰۰ تومان داشت، اول زنگ زدم به موبایل که گفت «شما می‌توانید به مدت ۵ دقیقه و ۲۰ ثانیه با این شماره صحبت کنید!» شاخ‌هایم در آمد. با این مقدار اعتبار می‌شود حدود ۱ ساعت با آمریکا صحبت کرد. این شد که قطع کردم و به شماره خانه زنگ زدم. خوشبختانه می‌توانستم ۵۰ دقیقه‌ای حرف بزنم! بعد از چند زنگ کسی گوشی را برداشت، گفتم با کی کار دارم و یارو عین بلبل جواب داد:!I don't speak English، و چون ما هم غیر از همین زبان فارسی و اندکی انگلیسی زبان دیگری بلد نبودیم، مجدد درخواست خود را تکرار کردیم و نهایتا یارو چیزهایی با خودش گفت و گوشی را گذاشت. چاره‌ای نبود، به شماره موبایل زنگ زدم، بعد از احوالپرسی‌های اولیه، دوستم گفت که چون به موبایل زنگ زده‌ای سر ۲ سوت کارتت تمام می‌شود زنگ بزن خانه.

شماره را پرسیدم، یادش نبود، گفت SMS می‌زنم. من هم نشستم منتظر پای موبایل، تا آخر شب خبری نشد. مجدد زنگ زدم به موبایل، که برنداشت و رفت رو پیغام‌گیر.

امروز ساعت ۱۱:۴۵ یک SMS برایم آمده که «...شماره من است، من پای تلفن منتظرم»

تصور کنید دوست بیچاره مرا که از دیشب پای تلفن نشسته، گوش به زنگ؛ و می‌خواهد پوست از کله من بکند!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]