یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٢:٠۳ ‎ب.ظ یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

هست!

 

خودکار آبی پریشب زیر میز پیدا شد.

گل سر مفقوده با یک گل سر دیگر دیشب از یکی از جیب‌های مانتو سر درآوردند.

و صفحات کپی شده کتاب ریاضی و فلش امروز تو آزمایشگاه پیدا شدند. روی میز، کنار کشو جایشان گذاشته بودم، بس که ندید بدیدم:

بعد از ۷ ماه شروع به تحصیل در دانشگاه به من و دوستم مشترکا یک کشوی قفل‌دار در آزمایشگاه کنترل دادند. البته نه از این کشو کوچولوهای کنار میز که یک وجب بیشتر ارتفاعشان نیست! از این کشو بلندهایی که برای نگهداری فایل استفاده می‌شود. ما آدم‌های ندید بدید!! از ۲ ماه پیش نقشه می‌کشیدیم که اگر کشو را بگیریم چه کارها که نمی‌توانیم بکنیم! لیوان بیاوریم، چاقو، نسکافه، کاغذ A4، دستمال‌کاغذی و .... آن روز (چهارشنبه) روز اولی بود که کلید تحویل ما شده بود. و هر دویمان باید مطمئن می‌شدیم کلیدمان درست است، کدام منطقه از کشو متعلق به کیست، چه چیزهایی را در کجا باید جایگذاری کنیم و اینکه جای کشو جای خوبی است یا نه!! این شد که من بعد از برداشتن صفحات مربوطه از کتاب و گذاشتن آن در کشو یادم رفت و تمام وسایلی را که دستم بود را روی میز جاگذاشتم!!

الان، به قول شوهر یکی از دوستانم، «من خیلی خوشحال هستم.» ؛)

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]