یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:٤٥ ‎ب.ظ جمعه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

دست‌هايش

 

دست‌هایش کمی تپلی هستند، ناخن‌هایش را هم از ته گرفته‌است. با چاقویش تند تند همه چیز را بدون آنکه له کند ریز ریز می‌کند، پوست می‌کند، مواد را قاطی می‌کند، هم می‌زند، کنار هم می‌چیند، در ظرف می‌ریزد، از آب در می‌آورد و ...

یکی از بخش‌های زیبای سریال «جواهری در قصر» هنرهای این دو دست است در درست کردن غذا، که هیچوقت هم قیافه‌ صاحبش را نمی‌بینیم.

*****

خیلی مختصر مفید خبر خوشم را بگویم که بدلیل اینکه فرصت نکرده بودم مفصل تعریف کنم اعلامش مدتی است به تعویق افتاده و از نوشتن‌های دیگرم هم افتاده‌ام!!!

پدر من تقریبا از حدود ۲ ماه قبل کمردرد مداوم داشت و MRI  در ۳ قسمت ۳ تا دیسک ناجور و تنگی کانال (همان کانالی که عصب‌های ستون فقرات از تویش رد می‌شوند) نشان می‌داد و نظر ۶ تا از ۸ تا دکتر این بود که باید بلافاصله به اتاق عمل برود وگرنه بخاطر فشار روی عصب‌ها کج راه رفتن این اواخر فلج منجر خواهد شد. خوشبختانه با انجام یک تست کشش عضلانی (از آن تست‌هایی که سوزن در جاهای مختلف بدن می‌کنند و عکس‌العمل نقاط مختلف را روی منحنی‌های مربوطه نشان می‌دهند) مشخص شد که دیسکی در کار نیست و  عملی هم لازم نیست.

نکته علمی قضیه همان کم کردن ریسک در عکس MRI  بود که همه دکترها به آن توجه نکرده بودند و دستور عمل سریع را داده بودند.

نکته اخلاقی قضیه این است که خیلی هم پیش‌بینی و حرف دکترها را جدی نگیرید و امیدتان را از دست ندهید.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]