یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱:٢٠ ‎ب.ظ چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥

 

علامت مشخصه

 

ديروز فاطمه (همکارم) ازم پرسيد نيلوفر ر. را که جديدا در شرکت استخدام شده می شناسم. از بچه های دانشگاه ۲ سال پايينتر از ما بود. نمی شناختمش. مثل اينکه فاطمه از او هم پرسيده بود که مرا می شناسد و او هم جواب داده بود همونی که ابروهای خيلی مشکی دارد؟!

جالب است که چه چيزهايی ممکن است به عنوان علامت مشخصه آدم بکار رود. من که عمری فکر نمی کردم ابروهايم اينقدر مشکی باشد که کسی با آنها مرا بياد داشته باشد.

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]