یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٧:٥٠ ‎ق.ظ سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

گذر عمر

 

بچه که هستی به بهانه جشن تولد با هم سن و سال‌هایت دور هم جمع می‌شوید. بزرگتر که می‌شوید جشن قبولی کنکور و فارغ‌التحصیلی هم به بهانه‌ها اضافه می‌شود. یواش یواش جشن ازدواج، به دنیا آمدن بچه، خریدن خانه دلیلی می‌شود برای دیدن دوستان. همینطور که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوی دلیل دیدارهایتان نیز تغییر می‌کنند: عیادت از دوستان مریض که یا سرطان گرفته‌اند و یا سکته کرده‌اند و یا .... تا نهایتا روزی که دیدارها در مراسم خاکسپاری تازه می‌شود.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]