یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٢:۱٩ ‎ب.ظ چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦

 

دختر

 

احتمالا شما از این بحث‌هایی که دخترها دختر به دنیا می‌آیند یا دختر بزرگ می‌شوند کم نشنیده‌اید. نمی‌خواهم در این مورد بحث کنم. فکر نکنم چندان نتیجه بخش باشد. دیروز که داشتم بر می‌گشتم یک باباهه داشت بچه‌ کوچولویش را که به نظر نمی‌آمد ۱ ماهش هم باشد تکان تکان می‌داد و برایش می‌خواند:

دختر که سر صدا نمی‌کنه،
دختر باید آروم باشه،
ناز باشه،

ادامه‌اش را نشنیدم ولی شاید این بود:

ملوس باشه،
خوشگل خوشگل‌ها باشه،
آسه بره آسه بیاد،
...

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]