یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٥:٠٥ ‎ب.ظ چهارشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٦

 

جيرجيرک

 

این پرشین بلاگ خیلی بده!! همه مطالب مرا پراند.

می‌خواستم بگویم من خیلی صدای جیرجیرک دوست دارم. و تازگی احساسات عشقولانه‌ای نسبت به صدای این موجود پیدا کرده‌ام. به طوری که صدایش را که می‌شنوم کل غصه‌هایم فراموش می‌شود و خندان مسیرم را ادامه می‌دهم. در این راستا تصمیم داشتم برای گلدان‌های روی ایوانم یک جیرجیرک استخدام کنم. فکرش را بکنید صدای جیرجیرک در شب آدم را یاد شمال و جنگل و کلی چیزهای خوب می‌اندازد! ولی وقتی قیافه یک جیرجیرک واقعی را دیدم (تا ۱ ماه پیش ندیده بودم!) کاملا پشیمان شدم. خیلی زشت و ناراحت کننده و چاق و گنده و بی‌ظرافت و یک جوری است. اگر خدای ناکرده موقع آب دادن به گل‌ها بپرد توی یقه لباسم چی‌؟ اگر یک روز لای لباس‌های پهن شده روی ایوان برود و اینطوری وارد اتاقم بشود چی؟ اگر...

این خلاصه آن مطالبی بود که پاک شد! دیگر دیرم شده باید بروم!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]