یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:۱٦ ‎ق.ظ سه‌شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٦

 

پلو خورش

 

تقریبا هیچوقت از خواندن داستان کوتاه کیف نکرده‌ام، به نظرم چیز بی‌مزه‌ای است. چند وقت پیش اینجا یک مطلبی خواندم در مورد داستان کوتاه و اینکه مثل یک کوه یخی است که سه چهارمش زیر آب است و فقط یک چهارمش در قالب کلمات بیان شده‌است و ... خداییش کف کردم از اینهمه مطلبی که از یک نوشته به آن بی‌مزگی برداشت ‌شده بود. ولی با اینحال بازهم خواندن داستان کوتاه به هیچ وجه جذابیت خواندن یک رمان را برایم ندارد. این شد که با کمال شرمندگی چندان از کتاب پلوخورش خوشم نیامد. البته ناگفته نماند که نکته مثبت این کتاب‌ها این است که هر داستان را می‌توانی یک شبه بخوانی (حتی چند داستان را!) و برای منی که الان زیر تختم پر از کتاب‌های نیمه خوانده است که هرچند وقت یکبار می‌فرستمشان توی کتابخانه، بسیار مناسب.

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]