یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٦:٢٠ ‎ب.ظ یکشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٧

 

آرامش

 

امروز شاید اولین روزی باشد که در این چند ماه گذشته حالم واقعا خوب است، خیالم راحت است و نگرانی‌هایم کمرنگ شده‌اند. دلیلش شاید صحبت‌های دیشب باشد، یا بحث‌های امروز، یا شاید هم دیگر وقتش بود خودم را جمع و جور کنم و برآیندی است از همه بالا و پایین رفتن‌هایم. نمی‌دانم هر چه که هست فکر می‌کنم دوباره همه آن چیزهایی را که می‌دانستم مهمند و اصلند را دوباره می‌فهمم.

بعضی وقت‌ها فراموش‌کار می‌شوم. شاید آنقدرها هم بد نباشد این فراموشکاری و مرور دوباره و چندباره همه چیز و همه چیز و همه چیز وقتی که می‌دانی آخرش درست می‌شود!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]