یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۸:۳٠ ‎ب.ظ جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

هدف فقط ديدن است!

 

ديشب رفته بوديم عيد ديدنی خانه يکی از اقوام. بحث کشيد به اينکه تو عيد ديدنيها همه دور هم جمع نمی شوند، يکی زودتر می آيد، يکی ديرتر و ... اگر مثلا شامی ناهاری در کار بود، همه يک نقطه مشترک زمانی داشتند و می شد همه را ديد. بعد هم اينکه اگر يک کم مراسم شام و نهار را سبکتر برگزار کنيم خيلی هم به کسی فشار نمی آيد و هدف ديدن و دور هم جمع شدن است و از اين تيپ حرفها. 

شب که برگشتيم خانه متوجه شديم يکی از اقوام که در قم زندگی می کنند به همراه پسر و عروس و نوه هايشان آمده اند تهران. چون مدتها بود که نديده بوديمشان، برای نهار امروز دعوتشان کرديم. به همراهشان، خانواده عمه و عمو را هم دعوت کرديم، با خودمان جمعا ۲۲ نفر. به خودم گفتم لوس بازی در نيار، يک روز که هزار روز نمی شود و ... با حوصله و خوش اخلاقی تمام مهمانداری کردم. نهار خورديم و خوابيديم الان که بيدار شدم فهميدم که همه اين جمع (به همراه خودمان) خانه عمو اينها (که همين چند ساعت پيش در محضرشان بوديم) برای صرف شام دعوت داريم! واقعا چه می توان گفت؟ آيا هدف فقط ديدن و دور هم جمع شدن است؟ بعد می گويند چرا شام و نهار دعوت نمی کنند. معلوم است بخاطر اينکه به محض اينکه يک نفر اينکار را بکند، سايرين خود را موظف می دانند در اسرع وقت جبران زحمات کنند. اين وسط هم کلی زحمت اضافه تر برای اينکه خدای نکرده از نفر قبلی کمتر مايه نگذاشته باشی و مهمان را کم عزتی نکرده باشی!

سعی کنيم هميشه حد اعتدال را نگه داريم، نه از اين طرف بيفتيم، نه از آن طرف.

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]