یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:۳٦ ‎ب.ظ شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٥

 

الگوهای رفتاری

 

برخی از رفتارهای ما کاملا الگوبرداری شده از رفتار اطرافيانمان است، بی آنکه خودمان از کوچکترين اطلاعی داشته باشيم. حتی شايد خودمان را بخاطر آن رفتار هم سرزنش کنيم و فکر کنيم چرا من چنين رفتار گندی دارم! ولی بعضی وقتها الگوی همين رفتار را که عمری فکر نمی کرديم بخواهيم انتخابش کنيم می توان در آشنايانمان پيدا کرد. شايد بخاطر همين است که اينقدر در اهميت همنشين و دوست تاکيد شده.

يکی از گيرهای اخلاقی من يک حالتی شبيه جوش آوردن، از کوره در رفتن و پرتوقع بودن است که بعضی وقتها (بر همگان واضح و مبرهن است که من دختر خيلی خوش اخلاقی هستم! ؛) ) در خودم می بينم. مثلا مهمان داريم و چون عجله دارم به امير می گويم خيارها را پوست کند. امير با خونسردی تمام سينی را بر می دارد، چند بار می پرسد کدام خيارها را بردارد، چندتا خيار لازم است. بعد خيارها را آرام آرام می شويد، و می رود پای تلويزيون و در حالی که مشغول SMS بازی است خيارها را پوست می کند. در اين جور وقتها من تمام مدت دارم اخم کرده، امير را نگاه می کنم و حرص می خورم. ممکن است ۲-۳ بار هم با حالتی متلک وار چيزی به او بگويم و مثلا اگر بپرسد چاقو کجاست بگويم سر قبر من!

اشکالی که پيش می آيد اين است که بقيه واقعا از کار کردن با من شاکيند. هر دو طرف هم از دست ديگری ناراضيست. من فکر می کنم امير خوب کار نمی کند. امير هم فکر می کند که ريحانه خيلی بداخلاق است. هر کاری بکنی داد و بيداد راه می اندازد.

ديروز ما مهمان داشتيم (دارم فکر می کنم خوب شد ما يک مهمانی برگزار کرديم تا سالها سوژه وبلاگم شود!) من دقيقا همين مدل رفتاری را در مامان ديديم. البته احتمالا خيلی از مال من کمرنگتر است، چون هيچوقت کسی از دست اين اخلاق مامان من شکايتی نکرده! ولی ديدم من هم دقيقا همينکار را می کنم. فشار و اضطرابی که يک واقعه خارجی (مثلا رسيدن مهمان) بر من دارد، اينقدر زياد است که به خودم اجازه می دهم از همه انتظار داشته باشم کاملا تحت الفرمان من باشند و بدتر از همه اينکه کامل و بی عيب و نقص هم باشند. از همه ناراضی باشم، اخم کنم، متوقع باشم و نتيجتا اعمال متناسب با اين احساسات را بروز دهم.

در پايان بايد عرض کنم، درست است که من اين وصله ناجور را به مامانم چسباندم ولی خداييش، مامان آرام و کاردرستی دارم!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]