یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٢:۱٦ ‎ق.ظ دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥

 

بچه ها مواظب باشيد!!!

 

فکرش را بکنيد داريد با دو نفر چت می کنيد و در همان حال چغلی يکيشان را پيش ديگری می کنيد. يک دفعه اشتباه می کنيد و پيغام را به کسی می فرستيد که داريد پشت سرش بد می گوييد! بدتر از اين تصور کنيد کسی که داريد پشت سرش صفحه می گذاريد رئيستان هم هست. چه حسی بهتان دست می دهد؟

اين اتفاق امروز در شرکت ما افتاد. بيچاره وقتی فهميد چه اشتباهی کرده دو دستی زد  توی سرش. شانسی که آورده بود اين بود که رئيس اون موقع پشت ميزش نبود. ولی چون کامپيوترش رو lock کرده بود، نمی شد کاريش کرد. نهايتا با همدستی يکی از بچه ها که همان موقعی که رئيس log in کرد، کليد escape را فشار داد پيغام رسوا کننده پاک شد و ماجرا ختم به خير شد.

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]