یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٢:٢٥ ‎ب.ظ دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

بچه ها و دوستهايشان

 

چند شب قبل دختر عمويم برای کاری آمده بود پيشم. بعد از اينکه کارمان تمام شد، نشستيم به صحبت کردن از در و ديوار. بحث کشيد به اينکه کلا خانواده های ما، خيلی راه دستشان نيست که با دوستان بچه هايشان رفت و آمد داشته باشند. و ترجيح می دهند روابط دوستی بچه ها، خيلی خانوادگی نشود. هر دويمان مثالهايی در اين مورد داشتيم. و از اين تا حدودی اوضاع شاکی بوديم.

من دوستی دارم که چند وقتی است به آمريکا رفته است. با اينکه ما خيلی رفت و آمد خانوادگی با هم نداشتيم نهايتا در حد جزوه ای، کتابی دم در؛ ولی جالب است هر بار که من به خانه آنها رفته ام، از مادر، پدر و خواهر همگی کلی اصرار و تعارف که حتما بيايم داخل و هيچ وقت نگذاشته بودند دست خالی از آنجا برگردم حتما دستهايم را پر از شکلات، آجيل، شيرينی، سمبوسه و يا حتی نان و خرما کرده بودند! و من در کنار صحبتهايم با دوستم حتما صحبتی هم با آنها می کردم که بيش از تعارفات و حال و احوالپرسی عادی بود. حتی الان هم از من می خواهند که با آنها در تماس باشم و هر دفعه همه خانواده کلی مرا تحويل می گيرند. در حاليکه خوب هر بار که اين دوست بيچاره من خانه ما می آمد، از همان پايين که در را می زند و به برکت آيفون تصويری مشخص می شود کيست، من را صدا می کنند که در را باز کنم و همگی نهايت سعی خود را برای تماس نداشتن با او بکار می برند!

يک بار يکی از دوستانم می گفت که مادر پدر او با همه دوستهايش و خانواده آنها دوست است و جالب بود که می گفت حتی اين موضوع در مورد دوستهای برادرم شدت بيشتری دارد، و حتما همه دوستهای برادرش و خانواده آنها را می شناختند و با هم رفت آمد خانوادگی هم دارند.

البته خوب حتما پدر و مادر من هم دلايل خود را دارند، شايد فکر می کنند اگر با دوستهای بچه هايشان دوست باشند در جهت بيشتر کردن روابط کاری کرده اند و شايد با اين موضوع موافق نيستند،‌ شايد هم تنها دليلش تنبلی باشد و يا شايد اصلا به اين موضوع فکر هم نکرده اند! نمی دانم، ولی فکر می کنم تلاش برای ارتباط برقرار کردن با دوستان فرزندان و خانواده های آنها خيلی خيلی در شناخت کسانی که با بچه ها در تماسند مؤثر است و همچنين باعث ايجاد حس صميميت بيشتری بين پدر و مادرها و بچه هايشان خواهد شد.

من که فعلا تصميم دارم با دوستان بچه هايم و به خصوص با خانواده های آنها دوست شوم و نهايت سعيم را خواهم کرد که برداشتهای خودم را وارد دوستی بچه ام نکند که بچه ام با خودش بگويد کاش اصلا اين رفت و آمدها نبود و مرا با دوستهايم تنها
می گذاشتند!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]