یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٧:۳٠ ‎ب.ظ پنجشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

بعد از امتحان

 

من امتحانم را دادم. راستش اصلا راضی نيستم. مثل اين بچه تنبلهايی شده ام که بعد امتحان می گويند آآآخ اگر کمی بيشتر خوانده بودم. البته سر امتحان خيلی اين حس را نداشتم. سؤالهايی را که حل کرده بودم فکر می کردم تنها از نبوغ خودم بر می آيد و سؤالهايی را هم که حل نکرده بودم فکر می کردم وقتی به نبوغ من هم نرسد ديگر تکليف بقيه روشن است! ولی وقتی از جلسه بيرون آمدم ديدم سايرين هم سؤالاتی را که من جواب داده بودم و هم سؤالاتی را که جواب نداده بودم را نوشته اند. خلاصه حالگيری بود.

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]