یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

٧:۱۱ ‎ب.ظ چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

تعبير خواب

 

ديشب خواب ديدم خواهر يکی از دوستانم از طرف آن دوست يک لباس برايم هديه آورده است، از اين پيراهنهای بلندی که مامانها در خانه می پوشند. من تعبير خواب بلد نيستم ولی بدم نمی آيد شروع کنم به جفنگ بافتن:

تعبير ۱: لباس، پوشاننده عيبها و زيبايی های تن است از چشمان ناپاک. و لذا دوستم در جمعی که بقيه احتمالا آدمهای درستی هم نيستند، هوای من را دارد و نمی گذارد که آنها از اسرار من با خبر شوند و برايم مشکل درست کنند.

تعبير ۲: فکر کنم در‌ آيه يا حديثی که يادم نمی آيد از کيست، آورده شده که زن و شوهر لباس يکديگرند، و مانند لباس بايد پوششی برای يکديگر باشند. با توجه به اين موضوع،  دوستم قرار است يک آدمی را برای ازدواج به من معرفی کند.

تعبير ۳: از آنجا که نحوه لباس پوشيدن آدم معرف شخصيت اوست، دوست من شخصيتم را دوست ندارد و سعی می کند شخصيت مرا عوض کند.

تعبير ۴: چون طرز لباس پوشيدن آدم علاوه بر شخصيت نشان دهنده وضع مالی او هم می باشد، احتمالا از طرف دوستم يک خير يا شر مادی به من خواهد رسيد.

تعبير ۵: يک جايی خوانده بودم برای از بين بردن حسادت بايد به کسی که به او حسادت می کنيم، هديه بدهيم. احتمالا دوستم خيلی بدجور به من حسادت می کند و چون اين حسادت خيلی زياد است که نمی خواهد مرا ببيند اين هديه را داده خواهرش تا به من برساند.

تعبير ۶: اين دنيا و آن دنيا در کنار هم و در دل هم هستند که توسط يک حجاب و پوشش يا لباسی از هم جدا شده اند. البته ربطش را خيلی نمی دانم ولی شايد دوستم می خواهد مرا بکشد.

تعبير ۷: از آنجايی که خواهر دوستم ادعا کرده که اين هديه از طرف دوستم می باشد و عملا ممکن است دروغ گفته باشد و خودش هديه را برايم خريده باشد، تمام موارد فوق از جانب خواهر دوستم نيز محتمل است.

نتيجه گيری: از آنجا که ساعتی که من اين خواب را ديدم احتمالا در آن ساعتهايی که می گويند خواب تعبير دارد، نبوده خيلی جدی نگيريد.

اگر دوست داشتيد، شما هم می توانيد تعابير خود را اضافه کنيد!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]