یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:۱٤ ‎ق.ظ دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

اندر مشکلات پسر بودن

 

چند ماه پيش بعد از مدتها رفتم ديدن استادم. بعد از دفاع و انجام کارهای فارغ التحصيلی ديگر نديده بودمش. ساعت ۵:۳۰ رفتم دانشگاه و با يکی از بچه های ورودی قبل که اتفاقا همان روز برای ديدن استاد آمده بود، همگی رفتيم دفتر استاد و مهمانی راه انداختيم! از اوضاع دانشگاه و بچه ها و اجتماع و ... حرف زديم و تا ساعت ۸ با هم بوديم. استادم از هر کداممان در مورد وضعيت کاريمان پرسيد، و اينکه برنامه ادامه تحصيل داريم يا نه. آن دانشجوی ديگر اصفهانی بود، و در دانشگاه آزاد واحد نمی دانم کجا به صورت حق التدريس کار می کرد. می گفت پيشنهاد کاری هم برای نطنز دارد و ... استادم پرسيد که آيا قصد ادامه تحصيل در خارج از کشور را دارد و او جواب داد بخاطر خانواده اش نمی تواند خارج از اصفهان باشد. و توضيح داد که يک برادر کوچکتر از خودش و ۳ خواهر دارد، که يکيشان از او بزرگتر و بقيه کوچکتر بودند و هيچکدام هم ازدواج نکرده بودند. برای همين برنامه آينده زندگيش را بايد طوری تنظيم می کرد تا حتما در اصفهان و يا اطراف آن باشد.

فکر کردم ما زنها هميشه از جامعه مردسالار شاکی هستيم: از اختيارات و آزاديهايی که برای پسرها وجود دارد، از عزت و احترام که به پسرها می شود و برای دخترها وجود ندارد و ... ولی در کنار همه اين آزاديها و اختيارات، توقع خيلی خيلی بيشتری از پسرها می رود. همه ما نمونه های زيادی در دوستان و آشنايانمان سراغ داریم از مسائل و مشکلاتی که پسر بزرگ خانواده بخصوص در مواردی که پدر خانواده فوت کرده با آن روبرو بوده. عملا وظيفه بزرگ کردن و به سر و سامان رساندن ساير افراد خانواده بر عهده آنها می افتد و اين وظيفه و مشکلات ناشی از آن در بسياری از موارد حتی باعث تهديد زندگی خصوصی خود پسر شده است. و خيلی از پسرهايی که در اين شرايط قرار دارند، نمی توانند به راحتی و مطابق ميل خود در مورد زندگيشان تصميم گيری کنند.

نمی دانم انتظار و توقع حمايت شدن از جانب پسر ارشد خانواده در موقع نياز، چقدر موجه است. اصولا انتظار داشتن از کسی بدون اينکه توافقی با او شده باشد، چقدر درست است. مشکلی که وجود دارد اين است که خانواده ای که همواره سايه يک مرد! بالای سرش بوده، بعد از از دست دادن اين حامی، طبيعتا نيازمند جايگزينی برای آن می باشد. شايد راه حل قضيه اين باشد که ما خانواده هايمان را کمی مستقلتر از پدر خانواده بار بياوريم. و بايد توجه داشت که هر چند اين جايگزينی باعث کاهش زحمت پدر و جايگزين آن خواهد شد، ولی به تبع آن ارزش و احترامی که اين نقش برای اين عده به ارمغان آورده نيز کمرنگتر خواهد شد.

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]