یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:۳۱ ‎ب.ظ چهارشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٥

 

گلکاری

 

بالاخره گلدان‌های فلفل من به قد و اندازه‌ای رسیدند که بتوانم آنها را در گلدان‌‌های بزرگتری بکارم. می‌خواستم به دو تا از معلم‌ و دو تا از دوستانم از این فلفل‌ها بدهم. چند روز پیش رفتم گلدان خریدم. چون ماشین نداشتم، توانستم فقط ۳ تا گلدان بخرم و خریدن خاک ماند برای یک روز دیگر. دیروز از گلخانه نزدیک خانه‌مان خاک خریدم و امروز عصر که از شرکت برگشتم رفتم روی ایوان اتاقم برای گلکاری.

من همه دانه‌های فلفلم را در یک گلدان چهارگوش با عرض ۲۵ طول تقریبا ۴۰و ارتفاع ۱۵سانتی‌متر کاشته بودم. و تمام گلدان من پر از نشاهای فلفل به طول تقریبی ۳ تا ۱۰سانتی‌متر شده بود. بعد از مدتی فکر کردن دیدم اگر بخواهم با بیلچه یا قاشقی چیزی این فلفل‌ها را از خاک در بیاورم و در گلدان‌‌های جدید بکارم، چیزی از فلفل‌های عزیزم باقی نمی‌ماند. این بود اول با یک آچار دور تا دور خاک اسکن کردم تا از گلدان آزاد شود. بعد به آرامی گلدان را سر و ته کردم؛ گل‌های چپه شده را صاف کردم و در گلدان‌های جدید کاشتم.

به نظرم بهترین روش برای در آوردن گل‌ها بود. امیدوارم فلفل‌هایم بگیرند. اگر تا ۱۰روز دیگر زنده بمانند، فکر کنم گرفته باشند. عجالتا باز هم دعا کنید!

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]