یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٢:٠۳ ‎ق.ظ جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥

 

دشت شقايق‌ها

 

يکی از همکاران من که دختر خيلی خيلی خوبی هم هست، کلی مسافرت‌ در دشت و دمن از آنهايی که بايد با کيسه خواب و کوله درست حسابی بروی رفته. دفعه پيش که بحث مسافرت بود، ازم پرسيد که دوست دارم به اين جور مسافرت‌ها بروم، من هم گفتم با اينکه تا حالا نرفته‌ام، ولی فکر می‌کنم که خوشم بيايد.

پريروز ازم پرسيد جمعه چکاره‌ای و من هم گفتم بيکاره! گفت که قرار است با تعدادی از دوستانش بروند دشت شقايق‌ها‌ (واقع در دشت لار). اگر راهنمای تورش اشتباه نکرده باشد، اينجا قرار است پر از شقايق باشد. البته عمر زيبايی اين دشت در حد ۲-۳ هفته است. که هر سال با توجه به سرما و گرمای سال، تغيير می‌کند.

خلاصه قرار شد که من هم باهاشون بروم. اميدوارم بهم خوش بگذرد و آغازی باشد برای مسافرت‌های بعدی.

صبح ساعت ۸ راه می‌افتيم و احتمالا ۷-۸ عصر برمی‌گرديم. تا حالا از همه چيزهايی که گفته خوشم آمده به جز اين قضيه دستشويی صحرايی!! اصلا با گروه خونيم هماهنگی ندارد. ترجيح می‌دهم تا جايی که می‌شود، همه چيز را برای خانه خودمان نگه دارم! ؛)

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]