یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۸:٥۳ ‎ب.ظ جمعه ٤ فروردین ،۱۳۸٥

 

دومین روز سال

 

امروز رفتیم تله کابین. رفته بودم دستشویی، دختری که داشت دستهایش را می‌شست بدون بستن شیر آب از دستشویی بیرون رفت. خانم کناری به او گفت: "خانم شیر آب را باز گذاشته اید." دختر گفت: "آره باز گذاشتم." خانم گفت: "شیر آب را نمی‌بندید؟" دختر هم جواب داد: "نه، دستهایم کثیف می‌شود" و در برابر چشمان حیرت زده ما از دستشویی بیرون رفت.

 

توضیح ضروری: این دختر خانم شاخ نداشت. اصلا هم قیافه عجیب غریبی نداشت.

 

****************************************************************

 

خاله من ماماست. امروز رفته بودیم پیاده روی، من هم با او در مورد سزارین و زایمان طبیعی و اینکه چقدر جدیدا تمام زایمانها بصورت سزارین انجام می‌شود، صحبت کردم. خاله‌ام می‌گفت الان تخصص زنان و زایمان تنها برای زنان مجاز است. و لذا تقریبا همه دکترهای زنان و زایمان کنونی زن هستند. مشکلی که کار زنان با مردان وجود دارد این است که یک زن هیچوقت به اندازه یک مرد نمی‌تواند برای کارش وقت و مایه بگذارد. زایمان طبیعی نسبت به سزارین دردسر خیلی بیشتری دارد. هم از این جهت که قابل برنامه‌ریزی نیست و اگر درد زایمان شب فرارسد باید همان وقت دکتر حاضر شود همین که مراقبت بیشتری نیاز دارد. این موضوع گذشته از قضیه مالی، باعث شده که پزشکان تمایلی به زایمان طبیعی نداشته باشند و بیماران خود را توجیه می‌کنند که سزارین کنند. او می‌گفت که در بیمارستان آنها ۸۰٪ زایمانها به صورت سزارین انجام می‌شوند. او گفت جدیدا بیمه سعی در سختگیری کردن در دادن هزینه سزارین دارد و جز در موارد ضروری که به تشخیص تیم پزشکی برسد، پول عمل را نمی‌دهد. ولی این رویکرد هم تغییری در کل فرایند ایجاد نکرده است چرا که پزشک از بیمار می‌خواهد که شب به بیمارستان برود سپس در گزارش که توسط پرستاران همان بخش تهیه می‌شود، نوشته می‌شود که بیمار بدلیل درد زایمان به بیمارستان مراجعه کرده و بدلیل اینکه بچه تپش قلب نداشته یا هر دلیل دیگری، تشخیص سزارین داده شده است.

 

ادامه حرفهای او واقعا غم انگیز بود: او می‌گفت در مواردی پزشک بدلیل کمبود وقت بجای سزارین کردن در ۴۰ هفتگی در وقت دیگری مثلا در ۳۸ هفتگی سزارین انجام می‌‌دهد. بالفرض در ۷۵٪ از این موارد مشکلی پیش نمی‌آید. و از ۲۵% باقیمانده، نیمی با ۱ روز مراقبت در بیمارستان مرخص شوند ۱۲.۵٪ دیگر دچار عوارض جدی می‌شوند که تا مدتها خانواده، پزشک، کودک، تخت بیمارستان، پول جامعه و ... را درگیر خواهند کرد. تمام این عوارض فقط و فقط بخاطر ساده کردن کار در یک مورد پیش می‌آید. حرف کشید به جامعه و مردم و اجتماع بیمار ما و اینکه یک سیکل معیوب باعث بدتر و بدتر شدن اوضاع می‌شود. می‌گفت آدم پس از مدتی حساسیت خود را هم از دست می‌دهد. من وقتی می‌بینم بیمار، پرستار و پزشک هم راضی به سزارین هستند می‌گویم به من چه ارتباطی دارد که در مورد عوارض آن صحبت کنم و موارد بسیاری از این دست.

 

به خودم می‌گویم من چقدر از حساسیتهایم را از دست داده‌‌ام. چقدر بخاطر اینکه سایرین کار اشتباهی را انجام می‌دهند به خودم اجازه می‌دهم که من هم آن کار را انجام دهم. یادم می‌آید که من هر روز صبح که به شرکت می‌آیم مثل سایرین اول سر فرصت ایمیلهایم را چک می‌کنم این کار را بعد از ناهار و قبل از خروج از شرکت هم انجام می‌دهم. به خودم قول دادم که از شنبه (اولین روز کاری) این کار را به دو نوبت ۱۵ دقیقه‌ای کاهش دهم. البته باز هم زمان نسبتا طولانی است ولی ....

باید بیشتر مواظب کارهایم باشم.

 

نوشته شده در ۲ فروردین ۸۵

 

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]