یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۸:٤۳ ‎ب.ظ جمعه ۱٦ تیر ،۱۳۸٥

 

يک توضيح

 

همکارم که باهاش رفته بودم آبشار می‌گفت:

البته ريحانه جون بنده اصلا در هوش و استعداد تو شک ندارم ولی اين قضيه که آدم موقع سقوط سعی می‌کند سرش را به بالا بگيرد تا آسيب نبيند يک رفلکشن طبيعی بدن است و اصولا ربطی به هوش و اينجور چيزها ندارد.

فکر کنم کمی فروتنی برايم لازم باشد! ؛)

 

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]