یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱۱:٤۳ ‎ب.ظ دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٥

 

ذوق و شوق

 

چند روزیست جو گیر شده‌ام و همش فکر می‌کنم وااای اگر دکتری قبول بشوم!!!! و شروع می‌کنم به فکر کردن در مورد مزایای مربوطه و کلی ذوق مرگ می‌شوم! فکر نکنم بتوانید حدس بزنید من از چه چیزهایی دارم اینقدر ذوق می‌کنم.

یکی مزایای دانشجوی دکتری بودن در دانشگاه خودمان که شدیدا برایش ذوق می‌زنم امکان خرید غذای سلف سرویس در همان روز بجای رزرو کردن از هفته قبل است. کافی است وقتی می‌خواهی غذا را بگیری کارت غذا را از دستگاه رد کنی، تا صاحب غذای آن روز شوی. اگر پسر بودم یک مزیت دیگر مرتبط به سلف، این بود که می‌توانستم در طبقه بالای سلف که قبلا متعلق به دخترها، اساتید و کارمندان دانشگاه بود و الان متعلق به دخترها و کارمندان است، غذا بخورم. اما فعلا بنده از درک این موهبت خاص محرومم. ؛)

یکی دیگر از مزایای دانشجوی دکتری بودن امکان استفاده از حدود ۴۰ ساعت اینترنت ماهانه رایگان از همان بدو ورود به دانشگاه است. که برای منی که 3 ترم بدین طریق مفت‌خوری کرده‌ام لذتی است وصف ناپذیر!

مورد بعدی بر می‌گردد به و‌جهه علمی/آموزشی. از لحاظ آموزشی ارزش دانشجوی فوق‌لیسانس (از جهت ظرفیت کلاس) ۱.۵ برابر دانشجوی لیسانس و دانشجوی دکتری ۲ برابر دانشجوی لیسانس است. خوب آدم احساس مهم بودن می‌کند!

علاوه بر این دانشجوی دکتری می‌تواند در محوطه دانشگاه با ماشین تردد کند.

یک سری امتیازها هم در زمینه تعداد دریافت کتاب از کتابخانه، مهلت نگهداری از کتاب و ... وجود دارد که خیلی از شرایطش مطلع نیستم.

در کنار این امتیازات خاص، که شدیدا باعث ذوق زدگیم می‌شوند، فکر خرید کلاسور، جامدادی، خودکار، مداد، پاک‌کن و ... هم قند در دلم آب می‌کند. اصولا فکر کنم ما بچه‌های سال‌های اول انقلاب بدلیل جنگ و ... اصلا لذت داشتن لوازم‌التحریر درست حسابی را درک نکرده‌ایم. الان که از جلوی این مغازه‌ها رد می‌شوم دلم بدجوری قیلی ویلی می‌رود که بروم خرید. ولی بدبختی این است که احتیاج ندارم.

خداییش چه جوری دلشان می‌آید بچه به این بااحساسی و با انگیزه‌ای!! را قبول نکنند؟

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]