یادداشت‌های روزانه من


منزل
تماس
 

۱٠:۳٧ ‎ب.ظ شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

 

پيش خبر!

 

استادم یا بهتر بگویم استاد سابقم به من و یکی از دانشجوهای فوق‌لیسانسش ایمیل زده و دو مقاله برایمان فرستاده که آنها را با مراجعشان مطالعه کنیم و در اسرع وقت یک جلسه مشترک با هم بگذاریم.

آخر یکی نیست به او بگوید، آقا جان، تو اول برادریت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.

احتمالا دارم دوباره برمی‌گردم به حال و هوای درس خواندن! خیلی خوشحالم!

 
 

ريحانه

 

 
ريحانه



نویسندگان
ريحانه


آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤

لینک دوستان
خورشيد خانوم
ساروی کيجا
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
نيلوفر و بودنش
A Weblog to Share Files
آفتاب سبز
حباب
از پشت يک سوم
ماجراهای روزانه من
يک محسن
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]