جلسه دفاعیه

بعضی وقت‌ها چقدر دلم برای نوشتن تنگ می‌شود، بخصوص وقت‌هایی که وبلاگ‌های خوب را می‌خوانم. دلم برای اینجا تنگ شده! هرچند که مدت‌هاست دیگر کیف اولش را ندارد برایم.
راستی دقت کرده‌اید چون سال‌ها فاصله می‌افتد بین نوشتن‌هایم هروقت که وارد می‌شوم اولش یک توضیحی می‌دهم!! مگر اصلا کسی توضیح خواسته ازم؟!

این پرشین بلاگ جدید خیلی خوب نیست! تا یک backspace/enter می‌زنی کل صفحه به سرعت محو و مجدد ظاهر می‌شود. ایضا با هر حرکت کرسر!! این یکی را دیگر انگلیسی نمی‌نویسم سر انگلیسی نوشتن قبل کلی سرو کله زدم باهاش تا دوباره قبول کرد فارسی شود!

****

یواش یواش سر جلسه دفاعیه ملت شام و نهار می‌دهند! این را از من داشته باشید ببینید اگر تا ۲ سال دیگر اینطوری نشد!! اوایلی که ما دانشگاه آمده بودیم، آخر جلسه یک شیرینی خشک یا تر به حضار تعارف می‌شد، دیگر این آخرها ساندیس و بعدش آبمیوه‌های تک دانه/ سن ایج هم بهش اضافه شده بود. یادم می‌آید وقتی تو جلسه دفاعیه یکی از بچه‌ها رانی هم داده بود به عنوان یک پدیده نوظهور ازش تقدیر شده !

هفته آخر ماه است و کلی از بچه‌ها که می‌خواهند شامل کسر نمره بابت تاخیر ماه جدید نشوند در این هفته دفاع کرده‌اند. پدیده‌ نوظهور این نسل: توزیع میوه (یک مورد موز و پرتغال و مورد دیگر سیب و لیمو شیرین) به همراه آبمیوه و کارد و دستمال کاغذی که همگی در ظرف‌های یکبار مصرف بسته بندی شده بودند . ما که حالش را بردیم ولی خدا بخیر کند تا وقت دفاع ما چه کارها که نباید بکنیم!!

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
ارسلان

سلام فکر کنم انشا ا... موقع دفاع شما که برسه باید یک منو به حاضرین بدید تا از میان انواع اطمعه و اشربه به دلخواه انتخاب کنن [خنده]

ریحانه

بعید نیست!! [نیشخند]

دل بهار

صدائی از ، آشنا کفش تو می آید بوی خوبی های دوستان را [گل]

مهرنوش

می ترسم خسته شی ریحانه. خوبه حق عضویت نمی دی. کاش منم انقدر سرم شلوغ بود[نیشخند][نیشخند]

آزیتا

چه عجب دوست جونم. اومدی و یه چند خطی نوشتی.