گل‌های بد

همه برگ‌های گل ختمی ریخته. قلمه‌های دیفن‌باخیا خشک شده‌اند. خود ساقه اصلی هم نمی‌دانم چرا پلاسیده شده. گل ارکیده بیچاره هم خشک شده، کرم هم دارد. گل یخ هم بیحال است، و بعضی از برگ‌هایش زرد شده، آن یکی گل با برگ‌های بنفش و گل‌های صورتی هم بیجان و مریض شده است و در حال مرگ است. همه برگ‌های انجیر ریخته. دلم خوش است که فلفل‌ها گیاه یک ساله‌اند و مرگشان طبیعی است.

وضع همه گل‌ها بد است و من هم حال و حوصله‌شان را ندارم. می‌خواهم از دست خودم عصبانی شوم و سر خودم غر بزنم که چرا خوب مواظبشان نیستم ولی حوصله این کار را هم ندارم. «خوب، چیکارشان کنم!! می‌خواستند سرحال باشند، یا حداقل وقتی مریض شوند که خلقم خوش است!!»

/ 5 نظر / 7 بازدید
ارسلان

عجب گل های بی ملاحظه ای ٬ اصلا نميدونن که کی بايد مريض بشن ٬ راستی برای بازی يلدا دعوتتون کردم يه سر به وبلاگم بيايين

ريحانه

خوشم مي‌آيد که فهميده‌ای!!

آزيتا

ريحانه ، خيلی باحال عصبانی ميشی

ريحانه

اين کجاش عصبانيت بود دختر؟! عصبانيت منو نديدی، اونايی که ديدند، سعی می‌کنند فاصله ایمنی را بخوبی حفظ کنند!! ؛)

یه دوست قدیمی

سلام، دیفن ها رو بکار و روی گلدونش پلاستیک بکش، سعی کن زیر پلاستیک هوای گرم و مرطوب داشته باشه. جواب میده