تصنيف سه‌گاه

مرجع ما در کلاس آواز یا به نوعی کتاب اصلی درسمان! مجموعه سی‌دی ردیف آوازی است که توسط استاد عبدالله دوامی خوانده شده است. این آقای دوامی در جوانی‌هایش حسابی آدم خوش صدایی بوده که بیشتر تو مایه تصنیف کار می‌کرده ولی در اواخر عمرش رو می‌آورد به آواز و ردیف‌خوانی و در سن ۸۰-۹۰ سالگی در اوج بی‌دندانی این مجموعه را جمع آوری می‌کند و می‌خواند. بطور خیلی خلاصه فرق آواز و تصنیف در این است که تصنیف بیشتر حالت ریتمیک دارد و آواز هم پر است از نغماتی که ما بهشون می‌گوییم تحریر، و یا همان هاها هاها یا چهچه. کلاس ما چون اسمش کلاس ردیف آوازی است وزن اصلیش روی همین آواز است ولی معمولا استادمان در آخر آموزش هر دستگاه، یک تصنیف در همان دستگاه را هم یادمان می‌دهد. این سی‌دی هم همینطوری است، یعنی بعد از خواندن همه گوشه‌های یک دستگاه یک تصنیف هم اجرا می‌کند.

 تصنیف دستگاه سه‌گاه خیلی بامزه است، اگر جایی می‌شناسید که بتوانم موسیقی آپلود کنم معرفی کنید تا شما هم محظوظ شوید. ولی چرا می‌گویم بامزه است:

اول شعر با آه و ناله و یک کم لحن کشدار ناله‌ای شروع می‌شود و شاعر از شدت علاقه‌اش به محبوب می‌گوید و از روزگار سیاهش و ...

از غم عشق تو ای صنم (۲)
روز خود را سیاه می‌کنم من (۲)
وز قد و قامتت هر زمان (۲)
صد قیامت به پا می‌کنم من (۲)
دست بر زلف تو می‌زنم (۲)
ای جانم
ای ببم
روز خود را سیاه می‌کنم من (۲)

 بعد که خوب به خیال خودش جزع فزع کرد، یک دفعه مدل خواندن ۶ و ۸ ای می‌شود و روی شاعر زیاد می‌شود و می‌گوید:

خیز و به رقص اندرا (۲)
ای جانم، ای ببم، ای صنم مه لقا، جان فزا، یار
با من شیدا نشین
بوسه بده از جبین
پس برو پیش بیا ای عزیزم

از همه باحالترش این قسمت پس برو پیش بیا ای عزیزم، که همچین نشانه‌هایی از مشنگی و باحالی زیاد شاعر دارد. آخر شعر هم اینطوری تمام می‌شود:

 آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد
حبیبم
گناه من چه بوده ای بی‌مروت
تقدیرم چه بوده ای بی‌مروت

که به نظر می‌رسد بنا بدلایلی طرف حساب کار دستش آمده و خودش را جمع و جور کرده است.

من که هر بار کلی خنده‌ام می‌گیرد از شنیدن این تصنیف.

/ 3 نظر / 11 بازدید
ارسلان

راستش من که از اصلا از موسقی سر در نميارم ٬ استعدادم در اين زمينه صفره ٬ کلاس موسقی هم رفتم و نتونستم از آّهنگ سلطان قلب ها جلوتر برم و ياد بگيرم و همونجا متوقف شدم ٬ عجالتا همون موسقی که ديگران ميخونن رو گوش ميکنم و لذت ميبرم ٬ اما اينکه خنده ات ميگره جالبه ٬ راه حلی برای خوندن با چشم باز پيدا کردی؟

ريحانه

این موضوع راه حل خاصی نداره، بايد تمرين کرد. در مورد استعداد هم تجربه شخصی بهم اثبات کرده که اگر قصد حرفه‌ای شدن در رشته خاصی را نداشته باشی، مثلا نخواهی بتهوون شوی، نقش تمرين و پشتکار اگر از استعداد مهمتر نباشد، کم اهميت‌تر نيست. اگر بخوای می‌توانی مطمئنم.

علی

خیلی جالبه که یکی با این تصنیف میخنده،یکی هم گریه میکنه. شیدا عشقش رو خیلی ساده بیان کرده،همون چیزی که اکثر عشق های آدما داره،لذت از معشوق یا معشوقه