خواب

آقا جون، بنده دوست دارم از صبح تا شب و بعدش هم از شب تا صبح بخوابم. مشکلی هست؟ حق کسی را که نخورده‌ام. می‌خواهید شما هم بخوابید. آخر چرا هر بار زنگ می‌زنی کلی متلک بارم می‌کنی که خواب بودی، بیدارت کردم؟ برو بگیر بخواب، خدا شانس بده، یکی مثل تو همش خوابه، یکی هم مثل من باید صبح ساعت ۵ پاشه (باز کاش خوابش می‌آمد و کار داشت نمی‌توانست بخوابد و حسرت خوابیدن داشت، ساعت بدنش روی ساعت ۵ صبح کوک شده!) عصر هم خوابیدی، ای بترکی و ...

خلاصه که امروز بدجوری شاکیم.

توضیح: سخت‌گیر نشدم، این یکی لحنش طوریه که انگار سهم خوابش را من بالا کشیده‌ام.

/ 6 نظر / 5 بازدید
رضا سرگردون

سلام حسب اتفاق و در گذر از کوچه باغهای وبلاگها خسته و مونده دنبال يه سرپناه ميگشتم که رسيدم به وبلاگت هم دمی اسودم هم نوشته هات رو خوندم و لذت بردم وقتی در مقابل تنبلی خودم در آپ کردن همت تو رو در آپ کردنهای منظم ديدم بيشتر خوشم اومد و بهت آفرين گفتم در کلبه لاگم يعنی همون وبلاگم چيز تازه ای ندارم که رزش تو رو داشته باشه و دعوتت کنم سرافرازم کنی ولی اومدنت موجب ميشه يه رد پائی يعنی ادرست بمونه بازم بتونم بهت سربزنم و از نوشته های متين و نغزت استفاده ببرم

مهرنوش

اين دوستا رو از کجا پيدا ميکنی

مهرنوش

واااااااااااااااای من دوبار خنديدم امروز. يکی از پستت يکی هم از اين پايينی آخر باحاله

ريحانه

چقدر مردم لفظ قلم حرف می‌زنند!!

سارا.م

حالا تا ساعت چند ميخوابی؟ نه واقعا خجالت نميکشی؟ روت ميشه تا ظهر بخوابی؟؟؟؟

آزيتا

ای خوابالوووووووووو.