دست‌ها

دختر دم در تاکسی از پسر خداحافظی می‌کند و روی صندلی کنار راننده می‌نشیند. من ردیف عقب، پشت صندلی راننده نشسته‌ام. تاکسی حرکت می‌کند و در ترافیک مسیر، هر یک از مسافران در عوالم خود فرو می‌روند. جایی از مسیر چشمم افتاد به دست‌های دختر، که ظرف پلاستیک درازی مثل ظرف اکسیدان را روی یک تکه پنبه کوچک گرفت. مثل وقتی که بخواهی خیسش کنی. پی افکار خودم می‌روم.

مدتی بعد شاید بر اثر گردش ماشین، باز دست‌های دختر را می‌بینم که دارند مجدد پنبه را خیس می‌کنند. حواسم را جمع می‌کنم تا این بار بفهمم قصد دارد با پنبه چه کار کند. سر صبر در ظرف را می‌بندد و با پنبه شروع به پاک کردن ناخن‌هایش می‌کند. چندبار دست‌هایش را بالا ‌می‌آورد تا مطمئن شود که همه لاک‌ها را پاک کرده است. بعد از پاک کردن ناخن‌ها، مقنعه‌ای را از کیفش در می‌آورد و روی روسریش سرمی‌کند. بعد هم روسری سرخش را خیلی آرام از زیرش بیرون می‌کشد، تایش می‌کند و در کیفش می‌گذارد. از جایی که من می‌بینم مقنعه مثل مدل خیلی از دختر دبیرستانی‌ها تا وسط سرش عقب رفته. یکی دو بار مقنعه را جلو و عقب می‌کند ولی ظاهرا قصد ندارد موهایش را بیشتر از این بپوشاند. خیالم تا حدودی راحت می‌شود! اگر هم قضیه پنهان‌کاری در کار باشد، حداقل برای حد و حدود حجابش لزومی به توضیح ندارد.

کمی مانده به آخر خط، قبل از جایی که من پیاده می‌شوم، باز هم مقنعه را مرتب می‌کند و این بار تمام موهایش را تو می‌کند.

از ماشین که پیاده می‌شدم سعی کردم نگاهش کنم: یک دختر کاملا ساده!

/ 9 نظر / 6 بازدید
ارسلان

سلام ٬ به موضوع خيلی جالبی اشاره کرديد ٬ اين سوال در ذهن آدم نقش ميبنده که مقصر کيست ؟ اجتماع ؟ خانواده ؟ خود شخص ؟ به نظر خودت کی مقصره ؟ ... موفق باشی

مهرنوش

مقصر احمدی نژاده خب. ولی جدا درصد بالایی مقصر فرهنگ رياکاريه. قبول دارم که وقتی قدرت برتر هست که حجابو کنترل می کنه نميشه خيلی از زيرش در رفت ولی آدم نبايد انقدر انرژی روی رنگ عوض کردنش بذاره. خانم پناهی که يادته؟ من البته کار اونو تاييد نمی کنم فقط خواستم بگم می شه يک جورايی از زيرش در رفت گو اينکه هزينه سنگينی داره. اصلا منظورم البته اين نيست که آدم هزينه رو بده ها! کار غلطيه. ولی بهتره آدم از بچگی رفتار دوگانه انقدر انجام نده. اه تو حرفم تناقض هست يک کم. فقط می خوام يک سوال رو مطرح کنم. تو دوست داری لاک بزنی بعد قراره فردا وسط روز جايی بری که نبايد لاک داشته باشی. چه کاری درسته؟ لاک نزدن به نظرم الان معقول می ياد ولی آيا واقعا فردی که دوست داره لاک بزنه اگه صبج تا ظهر بزنه بعد پاک کنه وقتی دوباره برگشت بزنه دلیلش اینه که مریضه؟ که معتاد به اون ارایشه؟ یا اینکه به سادگی معنیش اینه که حق داره عادات خودشو حفظ کنه؟ راه سو

مهرنوش

در مورد اين دختره البته ممکنه اين اعمال محدوديت از طرف خانواده باشه که باز اونم از نظر من فرق نمی کنه. اونم يک جور قيم. من چون اصولا مخالف رفتار دوگانه هستم تا حالا فکر ميکردم خب بر طيق اصل «يافتن راه کم ضرر» خب لاک نزنه نمی ميره که يا اينکه چرا ادم بايد انقدر اسير يک چيز باشه که نتونه رهاش کنه. ولی الان که خوب فکر می کنم می بينم به من ربطی نداره ادمو روانشناسی کنم دوست داره بزنه به هر دليل. حالا کار معقولی که فرد در اين شرايط بايد بکنه همين نيست که اين دختر کرد؟ قيم مآبی خيلی بده. متاسفانه تو فرهنگ ما برای مقابله باهاش ازش فرار می کنيم با رياکاری!

فاطمه

متاسفانه تضاد بین خواسته های فردی و محدودیتهای اجتماعی و خانوادگی برای کسانی که هنوز جایگاه شخصیتی خودشون رو نیافتن یا حتی برای کسانی که کاملا شخصیت جا افتاده ای دارند، معضل بزرگیه. تنها فرقشون در اینه که اون اولی نمی دونه باید چیکار کنه و دومی می دونه. به نظرم بی انصافیه که به کسانی که این معضل رو دارن بگیم ریاکار. این مساله تو جامعه ما زیاده و به نظرم اگه ماهایی که می فهمیم و به اصطلاح روشن فکریم، به همون چشمی به این موضوع نگاه کنیم که آدم های سنتی تر نگاه می کنن، در ادامه این روند مقصریم. به نظرم به جای اینکه نقدشون کنیم، بهتره بستر اجتماعی رو اونقدر پرورش بدیم که همه راحت بتونن توش زندگی کنن.

ریحانه

راستش من دقیقا نمی‌دانم! مقصر را می‌گویم. من می‌دانم این وضعیت شدیدا مشکل‌دار است. و متاسفانه میزانش در جامعه ماخیلی زیاد است. یک بنده خدایی که شدیدا اعتقاد داشت که نفاق یکی از برکات انقلاب اسلامی است. فکرش را بکنید از همان دانشگاه رفتن، همه مجبوریم اعتقاد و التزام به جمهوری اسلامی را کتبا اعلام کنیم وگرنه از تحصیل محروم خواهیم شد!! کدام آدم عاقلی است که چنین چیزی را اعلام نکند. این از جامعه! در سطح خانواده‌مان هم همینطور است. عموما خانواده‌هایمان تحمل پذیرش نظر مخالف خود از طرف فرزندان و اطرافیانشان ندارند. و سطح تنبیه هم با عمل مناسبتی ندارد. اگر بحث سر فرد و شرایطش نکنیم، نام این عمل ریاکاری است. البته من شخصا جرات ندارم کسی را من جمله خودم ریاکار بنامم!! ولی اگر دوست ندارید می‌توان اسمش را گذاشت تصمیم گیری عاقلانه و ...!

ریحانه

موضوع این است که در بسیاری از شرایط، بهایی که برای اجرای یک تصمیم به زعم خودمان درست باید بپردازيم بسیار سنگین‌تر از عملی است که انجام می‌شود. در این جور شرایط یا باید پا روی علایق و تصمیمات شخصی گذاشت و یا پی عواقب کارش را به تن بمالد و يا راه حل سوم،‌ پنهان‌کاري را انتخاب کرد. مشکلي که من دارم اين است یک وقت‌هایی حس می‌کنم در کنار همه این عوامل که باعث سنگین‌تر شدن وزنه به سمت فرهنگ ریاکارانه (حمله متوجه شخص نيست) مي‌شود در شرايطي هم که لزومي به چنين رفتاري نيست هم اين کارها سر مي‌زند. و آدم احساس مي‌کند که مردم متاسفانه به اين نوع رفتار خو گرفته‌اند. اين مساله‌اي که من خيلي ازش ناراحت مي‌شوم. و مي‌بينم در بسياري از مواردي که لزومي هم ندارد، دروغ مي‌گوييم، مخفي‌کاري مي‌کنيم و .... چون عادت کرده‌ايم. شايد ما هيچکداممان نتوانيم جامعه را عوض کنيم، يا خانواده‌هايمان را و يا تا تشکيل خانواده خودمان خيلي راه داشته باشيم ولي مي‌توانيم و بايد در شرايطي که اين نوع رفتار لزومي ندارد ازش اجتناب کنيم. باور کنيد که اگر در رفتارهايمان دقت کنيم فراوان مثال‌هايش را مي‌بينيم. ختم موعظه!!

مهرنوش

در جواب فاطمه بگم که من رياکاری رو منحصر به «کسانی که این معضل رو دارن» نمی دونم. خودمون هم هستيم چون به قول ريحانه راههای اول و دوم حل مشکل خيلی سخت تر از راه سوم که انجام رفتار دوگانه است هستند. ببين پنهانکاری رياکاريه حتی اگه در همون حد باشه که دم در اداره مقنعه ات رو درست کنی حتی اگه هیچ سو نیتی نداشته باشی. در هر صورت داری کاری رو از روی عدم اعتقاد برای رسيدن به منافع خودت انجام می دي. اين صريحا دو رويی يه ولی چون ماها عادت کرديم به اينکار و همه گير هم هست و از طرفی در صورت انتخاب هر راه ديگه ای به زحمت می افتيم قبحش برامون ريخته. اینکه تو دامنه عمل محدودی داری و ذاتا ادم خوبی هستی دلیل نمیشه که اسم این کار عوض شه. بستر سازی هم کار ما نيست تا وقتی قدرت برتر وجود داره. حتی اگه فقط بخواهيم برای اطرافيانمون اينکارو بکنيم. ببين همين که به بچه ات ياد بدی که بيرون روسری سر کن ولی تو خونه لازم نيست ديگه فاتحه قضيه خوندس. واقعا بچه کوچک در توجيه اين پنهانکاری چه فکری می کنه؟ نتیجه گیری متضاد این هم میشه: ارزشها رو تحت شرايط تعريف کنيم و به اينکار نگيم دورويی چون خيلی از ادمهای موجه و خوب انجامش می دن.

مهرنوش

ريحانه جون ميشه از بدون دليل رياکاری کردن که میگی همه گیر شده مثال بزنی؟

ريحانه

اولا منظورم از بدون دلیل، شرایطی است که هزینه‌ای که باید برای انجام کار درست و رو راست بودن بدهی کاملا ناچیز است!! يکيشون همون مثالی که چند وقت پيش نوشتم در مورد پروژه ندادن به دوستم. در حاليکه خيلی راحت مثل آب خوردن می‌توانستم بگويم پيدا نکردم یا پروژه‌ام جواب نداد. يا مثلا چند وقت پيش مهمان داشتيم و برايمان شيرينی آوردند. ما هم قرار بود بعدش برويم مهمانی،‌ آن شيرينی‌ها را برديم آنجا. و تمام مدت حواسمان بود که نگوييم قبلش مهمان داشته‌ايم که خدای نکرده شک نکنند شيرينی را آنها خريده‌اند!! در حاليکه خيلی ساده بايد می‌گفتيم ما الان مهمان داشتيم برايمان شيرينی آورده بودند،‌ آورديم دور هم بخوريم. يا اصلا برايشان نمی‌برديم تا منتی هم بر سرشان نگذاشته باشيم. اين دو تا کاملا تابلو بودند که بدون یک ذره فکر کردن گفتم، ولی از اين‌ مثال‌ها فراوان است. اين‌ها مثال‌های دروغ گفتن بود. در مورد پنهان‌کاری من در مورد خانواده‌ام اين حساسيت را دارم. حاضرم سر کاری که می‌دانم موافق نيستند دعوا کنم، تا آخر قانع شوند و يا شايد نشوند ولی کاری را که مطمئنم با آن مخالفند را یواشکی انجام ندهم. حتی اگر خيالم راحت باشد که نمی‌فهمند. اين