شکنجه

چند وقت پیش فیلمی را در تلویزیون می‌دیدم که در آن مردی از سران نیروهای مقاومت، اسیر آلمان‌‌ها شده بود. مدت‌ها برای لو دادن همرزمانش این مرد را شکنجه کرده بودند و چون او از همچنان دادن اطلاعات خودداری کرده بود، پای خانواده‌اش را وسط کشیده بودند و اگر اشتباه نکنم یکی از بچه‌هایش را تیرباران کردند و نهایتا در این مرحله مرد دیگر طاقت نیاورد و دوستانش را لو داد.

بعد از آن با دوستانم در مورد این فیلم صحبت می‌کردیم؛ از نظر یکی از دوستانم کار این مرد و لو دادن دوستانش کاملا غیرقابل توجیه و نابخشودنی بود. من می‌گفتم ما در آن موقعیت نیستیم، نمی‌توانیم بفهمیم که فردی در آن شرایط چه عذابی را تحمل کرده که مجبور به چنین اعترافی شده، برای همین به همین راحتی نمی‌توانیم او را مقصر بنامیم. من می‌گفتم شاید هر کسی در آن شرایط قرار می‌گرفت دیر یا زود همین کار را می‌کرد. دوستم می‌گفت که اینطور نیست. افرادی وجود دارند که زیر شکنجه در هم نمی‌شکنند و اینکه بگوییم این شرایط بطور عام و برای همه غیرقابل تحمل است درست نیست. البته دوستم قبول داشت که آستانه تحمل افراد با هم متفاوت است. و از همه آدم‌ها هم توقع نداشت که هر شرایطی را تحمل کنند. ولی می‌گفت کسی که وارد چنین راهی می‌شود، مسئولیتی را قبول می‌کند که جان خیلی از افراد به تحمل او بستگی دارد، لذا این فرد باید یک انسان توانمند باشد و صرف جوگیر شدن و قهرمان‌بازی نباید این مسئولیت را قبول کند. لذا اشتباه چنین فردی نه در لو دادن، بلکه در قبول کردن چنین بار مسئولیتی است. 

در جواب حرف او من می‌گفتم که ما آدم‌ها تا در شرایط واقعی قرار نگیریم، ارزیابی صحیحی از توان خودمان نداریم. چه بسا خودمان را دست‌کم یا دست‌بالا گرفته باشیم، علاوه براین، وقتی یک کاری را قبول می‌کنیم هیچوقت بدترین امر ممکن را جلوی چشممان نمی‌آوریم، چرا که اگر اینطور باشد شاید هیچکسی هیچ مسئولیتی بر عهده نگیرد و ...

بحث من و دوستم بدون هیچ نتیجه خاصی تا مدتی ادامه داشت.

/ 5 نظر / 8 بازدید
ارسلان

ببينيد در دنيای واقعی چيزی به نام سکوت و مقاومت در برابر بازجوئی وجود نداره . در سيستم های نظامی ٬ امنيتی و اطلاعاتی واحد های ويژه ای جهت بازجويی تخصصی وجود داره که با توجه به اهميت مساله از انواع روشهای بازجويی جهت به حرف اوردن فرد استفاده می کنند . اما در مورد انتخاب افرادی که به اطلاعات طبقه بندی شده و محرمانه دسترسی دارند تمام جوانب سنجيده ميشود و افرادی انتخاب می کنند که تحمل و رازداری بالايی داشته باشند و از نظر روانی در سلامتی کامل و تعادل باشند .ضد اطلاعات به اين افراد آموزش های لازم را جهت سکوت می دهد اما با توجه به اينکه همه می دانند سکوت غير ممکن است به اين افراد دستور اکيد داده ميشه که در صورتی که در آستانه دستگيری قرار گرفتند فورا خودکشی کنند . اين نکته رو هم اضافه کنم که سکوت فرد در بازجوئی تنها به منظور فراهم آوردن زمان است تا ساير نيروها جابجايی های تاکتيکی انجام دهند و تلفات به حداقل برسد . بحث حفاظت اطلاعات و ضد جاسوسی بحث بسیار پیچیده و تاکتیکی است که در مسائل نظامی بسیار اهمیت دارد .

ارسلان

و در جواب فرمايش شما که فرموده بوديد که ما در هنگام قبول يک مسئوليت بدترين شرايط ممکنه رو پيش بينی نمی کنيم بايد بگم در مورد مسئولیت های عادی بله ٬ اما در موارد خاص اينچنينی خير ٬ زيرا خيلی از اين افراد که اطلاعات حساس و حياطی دارند سال ها به صورت مخفيانه خدمت می کنند و گمنام می مانند زيرا به حساسيت و اهميت مسئوليت خود واقفند. در جواب دوست شما هم بايد عرض کنم که خود اين افراد به مسئوليت خود در برابر جان همقطارانشان واقفند ٬ اما ما نمی توانيم از آنها انتظار داشته باشيم يک سوپر من باشند و قهرمانانه سکوت کنند در دنيای واقعی نظامی اين ديدگاه رويايی و مردود است . اين افراد تنها با سکوت موقت خود می توانند زمان عمليات پاتک دشمن را به عقب بياندازند تا همسنگرانشان تمهيدات لازم دفاعی و تاکتيکی را در نظر بگیرند و راهکاری بجویند .

ريحانه

مرسی از اطلاعاتت. برای من يکی که جالب بود که امری به اسم سکوت کاملا غیر عملی و غیر واقعی است. من فکر می‌کردم امکان پذیر است.

فاطمه

آقا یکی به داد من برسه!!!!!!! این ریحانه دکتری قبول شده، شام نمی ده به ما. آآآآآآآآآی ی ی ی ی ی یکی به این دختر یاد بده باید شیرینی بده!!!!

ریحانه

بابا شيرينی دادم، همون روز، داغ داغ هم دادم!! اينا عجب مردمانیند دیگر؟ من قرار است برم درس بخوانم تا مدت‌ها از همين حقوق بخور نمير هم محروم بشم، بعد شام هم بايد بدهم؟!